تاریخ ایران تاریخ بی نظیریست طول دارد اما عرض ندارد،شاه دارد اما مردم ندارد،شقاوت دارد اما سعادت ندارد.اسلام دارد اما سنت ندارد،پارلمان دارد اما تحزب ندارد،طبقات اجتمامی دارد اما طبقه متوسط ندارد و این اولین بار است که یک طبقه جدید ظهور نموده است طبقه ای که آینده ایران با سرنوشت آن گره خورده است.همان روزهایی که وزیر دربار ناصرالدین شاه دارالفنون راه انداخت و عده ای را روانه غرب نمود جز اینکه تابوت دولت قجر را آماده کرد اولین جرقه های طبقه متوسط ایرانی را نیز بنا نهاد البته که می توان پررنگترین اثر در طبقه متوسط را در دارالفنون امیرکبیر جستجو کرد و البته گزافه نمی گوییم که تحکیم و قوت طبقه متوسط را در میزان دانش و رابطه آن با تحصیلات بدانیم……
طبقه متوسط جدید را به کارمندان،مدیران،متخصصان،روشنفکران و دانشجویان و کسر عظیمی از بازاریان مدرن تقسیم می نماید.بزرگترین دسته از این گروه کارمندان می باشند پس مادامی که دکتر ارمکی طبقه متوسط در ایران را طبقه ای دولتی می نامد بیراه نمی رود اما جالب آنجاست که علیرضا ازغندی برای کارمندان دولت سرشتی دوگانه در نظر می گیرد سرشت اول را همان سرشتی می داند که منافع این گروه را گره خورده با ثبات سیاسی می داند پس مجبور به حمایت از حاکمیت هستند و سرشت دیگر را به دلیل ماهیت خرده بورژوازی و مردمی که دارند می تواند در شرایط بحرانی نظیر انقلاب و تحرکات سیاسی از خود انسجام نشان دهند و بر حاکمیت بشورند.مگر نه اینکه تعریف کلیشه ای طبقه متوسط می گوید “طبقه ای که از نظر ارزش های فرهنگی بیشتر مشابه طبقه بالا و از نظر درآمد بیشتر مشابه طبقه کارگر هستند” پس جای هیچ شکی نمی ماند که نبرد حاکمیت با طبقه متوسط همان زمانی آغاز می شود که دولت ناخواسته دانشگاه ها و مشاغل دولتی خود را توسعه می دهد و از آن گذشته به فردا فکر نمی کند که سنگ بنای طبقه متوسط چه رابطه عجیبی با توسعه دانشگاه و گسترش بروکراسی دارد و با این توسعه ناخواسته اما طبقه متوسط را فراموش می کند و دل به دل توده ها می دهد.
قایم مقام و امیر و مصدق طبقه متوسط را با خود همراه نداشتند اما توده ها سنگ تمام گذاشتند تا بر این سه تن بشورند قایم مقام در خفا کشته شد امیر در حمام و مصدق نه در احمد آباد که در نبرد عوام و توده های حامی کاشانی.آن روزگار سرداری بود اما حامی و یاری نبود چه کنون سرداری هست و طبقه ای نیز متولد شده است.مگر موسوی نمی گوید که رهبران ادامه دهنده راه مردمان هستند؟چه دلیلی موجه تر از این کلام برای رشد این طبقه؟ نویسنده جامعه شناسی نخبه کشی بر این ادعاست اگر صد بار با استبداد گلاویز شویم تا مادامی که ساختارها استبداد پذیرند نمی توان امید به پیروزی داشت در این ساختاری که مولد استبداد است جای طبقه متوسط تهی بوده است اما سوال اینجاست آیا طبقه متوسط خواهد توانست رو در روی استبداد بایستد؟دکتر ارمکی پاسخ آری را می دهد….
جامعه شناسان تحولات اجتماعی را بازگشت ناپذیر می دانند پس اگر بعد از هزاران سال تاریخ ایران،طبقه متوسطی شکل گرفته است به راستی که هیچ چاره ای برای سرنگونی این طبقه وجود ندارد.پانزده میلیون رای میرحسین موسوی و مهدی کروبی نشان از یال و کوپال طبقه متوسط دارد ونشان می دهد تاریخ ایران در حال گذر از سنت به تجدد است که در این ورود به تجدد طبقه متوسط نقش پررنگی خواهد داشت.توسعه اقتصادی عصر هاشمی پرارزش ترین یادگار جمهوری اسلامی است اگر امیر سنگ بنای دانشگاه را نهاد و اولین گام های رشد طبقه متوسط را برداشت اکبر بهرمانی با توسعه اقتصادی راه او را ادامه داد.این سال ها،سال های طبقه متوسط است و اولین رهبرانی که حامیانی چون طبقه متوسط دارند…..


0 جعبه زیر فرم نظرات برای تبدیل فینگلیش به فارسی است:
ارسال یک نظر