این گفتار چندان نیازی به مقدمه ندارد. تک صدایی در جامعه و رسانه های انحصاری که برآمدی از انحصار سرمایه و استثمار اذهان هستند، سبب شده اند که صداهای مخالف همچون آوایی جدید در لالایی عادت، به سرعت گوشهای جستجوگر را پیدا کنند. حرف تازه تر، بهتر شنیده خواهد شد.
جامعه ما در مرز تغییر است و اگر همت کنیم، ما آن مردمان عصر رنسانس نوینیم. ما در مرز بلوغیم. اگر ما نیز به انحراف برویم، آنگاه، آزادی در انتظار مرگ ما خواهد نشست تا ما هم بمیریم و نسل بعد از ما را آزمون کند. امروز ایرانمان مقصد پیکان بدخواهان است. این بار خطر جدی است. شاید فرصتی برای جبران انحراف ما نباشد. از یک سوی خطر جنگ، از یک سوی صداهای تجزیه طلبانه و از یک سوی کرم فاشیسم که از داخل عصاره اقتصاد و شرف و هویت میهن را بلعیده است، قلم را فرا می خوانند.
قلم، قلم یعنی صدا، یعنی تصویر، یعنی هنر. ضروری است که عقلانیت و نیک خواهی که از چشمه اندیشه های آزاد جاری میشود، از کانال قلم بگذرد تا بر صفحات ذهن بنویسد انسان، بنویسد صلح و بنویسد آزادی. اینها که برشمردم، حتی ذره ای اغراق نیست و حتی کم نیز گفته ام. هیچ سخنی و نوشتاری که در وبلاگ کوچکی به روز میشود، از دیده ها پنهان نمی ماند. هر آنچه که تو می نویسی، ممکن است بهتر از آن نوشته ای باشد که اندوخته ای از سرمایه را به یدک می کشد و احتمالا نکاتی در بر دارد که ملاحظات امنیتی برای اندوخته اش هستند. اما اندوخته تو آن اندیشه آزاد است، اندوخته تو توانا تر است و لاجرم توجهات را می رباید.
برای ایران بنویسیم، برای آزادی و برای بهروزی. نیک خواهی، مرامی است که گرچه ممکن است در عمل همراه با سهویات باشد، اما سرعت اصلاح عمل در پس آن پندار، بسیار زیاد است. نیک خواهی، برای ایران و آزادی اش، این پندار نیک ما است. لازم است تا نیک خواهی را فریاد زنیم، لازم است تا این دغدغه های زلال، که به دور از هر رنگ و بویی هستند، مگر رنگ آدمیت، همدیگر را پیدا کنند و دست به دست هم، رسا تر و شیوا تر و کارساز تر شوند.
بخوانیم و بنویسیم. خرد جمعی را فراخوانیم و همیشه خود را از پیش قضاوت های ذهنمان و از زندان ناخودآگاهمان بیم دهیم تا نه از این سوی بام بیفتیم و نه از آن سوی بام! این روزها هر آنچه که در رسانه های رسمی و شبه رسمی یافت میشود، بوی پول می دهد، بوی قدرت می دهد و بوی ملاحظاتی که نه از سر خیر خواهی است. نویسندگی آزاد، تنها راه مقابله با رسانه های بو دار و سرمایه ای است. تنها راه گریز از انحراف همین است که بنویسیم برای ایران و به نام انسان.
اگر دقت کنید، تاثیرات نوشته هایی که به ظاهر کم اثر هستند و کم انتشار، بیشتر از حد تصور است. کافی است که یک مطلب با ارزش به چشم کسی که قدر گوهر شناسد بیاید، در این صورت، انتشار آن مطلب توسط آن فرد حتمی است واین سلسله بی انتها است. البته راهکارهای کارآمدی برای تسریع بخشیدن به این روند وجود دارند. بهترین آنها همبستگی است. یعنی صدای هماهنگ و برآمده از خرد جمعی و نیک خواهی. چنین صدایی بلندتر و رسا تر و فراگیر تر خواهد بود. اگر نویسندگان آزاد از طریق شبکه های اجتماعی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و نوشته هایشان را برای هم به اشتراک گذاشته و تبادل نظر داشته باشند، هم اتفاق نظر بیشتر خواهد شد و هم سرعت اصلاح اشتباهات چند برابر خواهد بود. توصیه من تشکیل چنین تشکل هایی از نویسندگان آزاد است که دغدغه حزبی نداشته و به نام انسان می نویسند.
پس اگر وب نوشته ای نداری، همین الان دست به کار شو و برای میهن تلاش کن، اگر داری، صدایت را بی مهابا و تنها از نهاد انسانیت برون آور،گوش ها و چشمهای جستجوگر، زنگ را برایت به صدا در خواهند آورد.
اگر آنچه میدانی به من نگویی، به گونه ای مسبب درد برآمده از جهل من هستی.


0 جعبه زیر فرم نظرات برای تبدیل فینگلیش به فارسی است:
ارسال یک نظر