خبرنگاران سبز / میزترجمه / نیویورک تایمز: در حالی که دولت کودتا میکوشد با پیامهای محرمانه و دادن امتیازهای هستهای و غیر هستهای کشورهای غربی را ترغیب به معامله و توافق با خود کند نویسندهی مقاله هشدار میدهد که چنین توافقی پایدار و حقیقی نخواهد بود. ترجمه مقاله به شرح زیر است:
همچنان که واشنگتن در حال دست و پنجه نرم کردن با مشکل ایران است به نظر میرسد که سیاست تشویق و اعتمادسازی برای جلب ایران به میز مذاکره کنار گذاشته شده است. در عوض، دولت اوباما با گزینش سیاست دو سویهی اعمال فشار و آمادگی برای مذاکره همان هدف پیشین را پیگیری میکند. البته اینبار زور را جایگزین مصالحه کرده است.
مهمترین بخش سیاست تازه، افزایش هرروزهی فشار اقتصادی، تقویت نظامی کشورهای خلیج فارس و تقویت حضور نیروی دریایی آمریکا در حواشی مرزهای ایران است.
هدف این است که قطعنامههای سازمان ملل متحد، تحریمهای غیررسمی بخشهای سرمایه گذاری، استقرار مستقیم نیرو و فروش زیاد سلاح به شیخنشینهای خلیج فارس همگی بتوانند تنبیه خوبی برای خودسریهای ایران باشد. آنگاه ایرانی که از لحاظ نظامی محاصره شده و از لحاظ اقتصادی تحت فشار است به میز مذاکره باز خواهد گشت و رفتار نرمتری را نشان خواهد داد.
تزریق بیامان سلاحهای آمریکایی به کشورهای شیخنشین و تهدید ناوهای جنگی آمریکا که در ساحلهای ایران به گشتزنی مشغولند حتما بر محاسبات راهبردی تهران تاثیر خواهد گذاشت. {اما} بدلیل عدم دسترسی به صنعت پیشرفتهی نظامی و یا حتی دسترسی به سلاحهای متعارف روسی این امکان نیز هست که توجه تهران به نقش پیشگیرانهی سلاحهای هستهای جلب شود. ایران بر این گمان است که تنها از راه داشتن "سلاح راهبردی" میتواند عدم توازن سلاحهای متعارف را خنثی کند.
دلیل اصلی مشکلات اقتصادی ایران مدیریت اشتباه است؛ یعنی نبود کارایی و نیز ناتوانی در انتخابی راهی عاقلانه. سه دهه از انقلاب اسلامی گذشته است و هنوز نظام حاکم نتوانسته ا ست نابرابریهای اقتصاد بازار را مرتفع و وعدهی رفع محرومیت از مستضعفان را محقق کند.
راه حل تهران دادن یارانه بر کالاهای اساسی همچون نان و بنزین و شکر بوده است. نتیجه این سیاست البته فاجعه بار بوده است و یارانهها فشار سنگینی بر اقتصاد میآورد. تحریمهای اقتصادی باعث میشود که حاکمان فاسد کنونی به بازنگری سیاستهای خارجیاشان روی بیاورند. ملاها گرچه در ظاهر سرسختند ولی در واقع سیاستمداران طماعی هستند که نسبت به از دست دادن درآمد کشور حساسند. با وجود این، هر نوع کوتاه آمدنی به دلیل فشار حاصل از نظامی شدن خلیج فارس قابل تحمل میشود.
راه حل تهران دادن یارانه بر کالاهای اساسی همچون نان و بنزین و شکر بوده است. نتیجه این سیاست البته فاجعه بار بوده است و یارانهها فشار سنگینی بر اقتصاد میآورد. تحریمهای اقتصادی باعث میشود که حاکمان فاسد کنونی به بازنگری سیاستهای خارجیاشان روی بیاورند. ملاها گرچه در ظاهر سرسختند ولی در واقع سیاستمداران طماعی هستند که نسبت به از دست دادن درآمد کشور حساسند. با وجود این، هر نوع کوتاه آمدنی به دلیل فشار حاصل از نظامی شدن خلیج فارس قابل تحمل میشود.
همانند اصلاحطلبان، سبزها نیز بر این باورند که قدرت گرفتن مردمسالاری در داخل تضمین کننده سیاست خارجییی خواهد بود که به قراردادهای بینالمللی احترام میگذارد.تزریق بیامان سلاحهای آمریکایی به کشورهای شیخنشین و تهدید ناوهای جنگی آمریکا که در ساحلهای ایران به گشتزنی مشغولند حتما بر محاسبات راهبردی تهران تاثیر خواهد گذاشت. {اما} بدلیل عدم دسترسی به صنعت پیشرفتهی نظامی و یا حتی دسترسی به سلاحهای متعارف روسی این امکان نیز هست که توجه تهران به نقش پیشگیرانهی سلاحهای هستهای جلب شود. ایران بر این گمان است که تنها از راه داشتن "سلاح راهبردی" میتواند عدم توازن سلاحهای متعارف را خنثی کند.
بنابراین این سیاست دوگانه با تناقضات درونی خویش ناکارا میشود. امکان دارد که تحریمها باعث کشاندن ایران به پای میز مذاکره بشود ولی آنگاه ایران خواهد کوشید که برگ برنده هستهای را از دست ندهد. علاوه بر این ناهمگونی درونی، سیاست دوگانه نگاه درستی به تاریخ {معاصر} ایران نیز ندارد.
اساسیترین تغییر در سیاست خارجی ایران به دلیل تغییرات داخلی بوجود آمد و نه فشارهای خارجی. در دوران اصلاحات، جمهوری اسلامی جویای همزیستی با جامعه جهانی شده بود نه به این دلیل که از تحریمهای اقتصادی بگریزد بلکه برای اینکه از نگاه خاتمی, رییس جمهور پیشین ایران, مفهوم پاسخگویی مردمسالارانه میباید همدم و همراه یک سیاست خارجی مسئولانه باشد.
اساس نگاه اصلاحطلبانه تایید تلویحی این موضوع بود که انزوای ایران بخشی به دلیل رفتار خود ایران بوده است. جانبداری ایران از تروریسم و خرابکاری و بیانیههای غیر مسئولانه ایران را از خانوادهی جهانی دور کرده بود. گرچه کوششهای آنان برای مسئولیتپذیر کردن ایران با مقاومت و کارشکنی تندروهای مذهبی روبرو شد ولی اصلاح طلبان ثابت کردند که تنها حکومتی که پشتوانهی مردمی داشته باشد حقیقتا به هنجارهای بین المللی احترام میگذارد.
امروز جنبش سبز نیز ادامه دهندهی همان جریان اصلاحطلبی است و تنها راه واقع بینانهی آمریکا برای توافقی سازنده و پایدار با ایران جنبش سبز است. همانند اصلاحطلبان، سبزها نیز بر این باورند که قدرت گرفتن مردمسالاری در داخل تضمین کننده سیاست خارجییی خواهد بود که به قراردادهای بینالمللی احترام میگذارد.
به همین دلیل، سبزها روابط حسنه و همکاری را بهترین راه پیشبردن اهداف و منافع ایران میدانند. پس یک راهبرد شدنی این است که جنبش سبز را برای انجام تغییراتی واقعی در نظام جمهوری اسلامی تایید و تقویت کنیم.
نویسنده: کی تکیه (نیویورک تایمز) (+) ترجمه: عرفان خیراندیش (خبرنگاران سبز)



1 جعبه زیر فرم نظرات برای تبدیل فینگلیش به فارسی است:
مرسی از این مقاله خوب و ترجمه عالی.
ارسال یک نظر