خبرنگاران سبز : آتیه آرمین فرزند محسن آرمین در نامه ای به فاطمه موسوی فرزند شهید علی موسوی نوشت و در آن تاکید کرد که راه پدر شهیدش ادامه خواهد یافت.
فاطمه ی عزیزم، نمی دانم چرا و به چه گناهی من و تو و هزاران کودک و نوجوان دیگر باید از حضور پدر، محروم بشویم. ...تا دیروز پدرم ودوستانش حزب الهی بودند ولی الان آن ها باید کنج زندان باشند و یا مثل پدر شما …!
فاطمه جان، خواهر بزرگ من در خانوادهی سبز ملت ایران
نامه ی زیبای تو را که برای پدر شهیدت نوشته بودی، خواندم و گریه کردم. به تو و برادر کوچکت که راه سبز پدرت را ادامه می دهید و از خونش دفاع می کنید، افرین می گویم، به مقاومت و صبوری شما ،و به داشتن خواهر و برادری مثل شما افتخار می کنم.
مثل برادر کوچک شما دوست داشتم کارنامه ی پایان سال تحصیلی ام را به پدرم نشان بدهم … آرزوها و دلتنگی های شما را می فهمم و می دانم مادر شما، هم پدری می کندو هم مادری . مثل مادر من. او این روزها پدر هم شده. آن جائی که در دادستان مجوز ملاقات حضوری فقط برای همسر و پدر و مادر متهم صادرمیشود، بغضم ترکید، مثل همه ی مادر های دیگر از گریه ی من چشمانش پر شد ولی بغضش را سریع خورد تا مبادا آنهایی که پدرم را زندانی کردند از این موضوع سوء استفاده کنند. و با تمام وجود مثل پدرم اعتراض کرد و گفت حاضر است از حق ملاقات خود بگذرد تا من و خواهرانم که روز پدر هم نزدیک است به ملاقات پدرمان برویم. او به معاون دادستان و معاون دادگستری گفت: ” اگر اجازه ندهند بچه ها پدرشان را ببینند دست به اعتصاب غذا میزند. چون تا دو ماه پیش همه ی اعضای خانواده می توانستند با انهائی که زندانی هستند ملاقات کنند. اما امروز به چه جرمی بچه ها و خواهر و برادر ها محروم شده اند؟ نمی دانم.
فاطمه ی عزیزم، نمی دانم چرا و به چه گناهی من و تو و هزاران کودک و نوجوان دیگر باید از حضور پدر، محروم بشویم. من که رفتاربزرگترها را نمی فهمم! زمان جنگ که به دنیا نیامده بودم، ولی همیشه از پدرم خاطرات دوران جنگ با صدام و شهید شدن دوستان خیلی عزیزش مثل شهید منتظر قائم را شنیده بودم. تا دیروز پدرم ودوستانش حزب الهی بودند ولی الان آن ها باید کنج زندان باشند و یا مثل پدر شما …!
مادرم می گوید :«هر دو پیش خدا عزیزند و پیش همه ی ملت ایران سر بلند .»
مادرم می گوید که به شما بگویم ، پدر شما و همه ی فرزندان ایران چه دختر چه پسری که در طی یک سال گذشته به نا حق کشته شدند نام شان در تاریخ ایران ثبت است و تا ایران وایرانی زنده است به آن ها درود می فرستند وراهشان را ادامه می دهند.
فاطمه جان قول می دهم وقتی پدرم آزاد شد حتما با او به ملاقاتت بیایم . می دانم می توانی روی پدر من و همه ی پدرهای خوب ایرانی حساب کنی ، چون همه ی آن ها پدر وحامی تو و برادر عزیزت هستند .
مادرم می گوید :«قسم به مولایم علی (ع) ، تا جان در بدن داریم از خون شهیدان وهمه ی مبارزان حق طلب دفاع می کنیم.
یا علی – دوستدار شما: آتیه آرمین
.jpg)


0 جعبه زیر فرم نظرات برای تبدیل فینگلیش به فارسی است:
ارسال یک نظر