تهيه و تنظيم : خسرو امينى: زيد آبادى بى دليل به شرف اهل قلم شهره نشده است. اين برجستگى را رشادت و تلاش ساليان او براى آزادى بر او زيبنده نموده است. او در 23 خرداد 1388 درست يك روز پس از انتخابات رياست جمهورى دهم براى سومين بار توسط حكومت اسلامى بازداشت و روانه زندان شد. امروز، سالروز به بند كشيدن عزيزى است كه علاوه بر افتخارات داخلى، در سال 87 به عنوان دومین ایرانی برنده جایزه “قلم زرین آزادی” برای سال ۲۰۱۰ شد.هادى خرسندى چنين ميسرايد براى دكتر احمد زيد آبادى :
احمد ای احمد زیدآبادی ... ای قلمدار ره آزادی
ای دلت پاکتر از آئينه ...ای ترا سنگ وطن بر سينه
نام تو شهره شده با نيکی..روشنیياب در اين تاريکی
احمد ای احمد زيدآبادی..ظاهراً گرچه به بند افتادی؛
ليک آزادگیات آزاد است..همچنان پاپی استبداد است
تا که والائی افکار تو هست..دشمن است آن که گرفتار تو هست
دشمن است آنکه ز انديشهی بد..شد گرفتار تو در حبس ابد!
باز تو هستی و لطف قلمت...که به ما جان بدهد هر کلمهت!
ملت ما به تو مديون شده است...دلش از غصهی تو خون شده است
احمد ای احمد زيدآبادی..مخلص نام بزرگت، هادی
دكتر احمد زيد آبادى متولد 9 شهریور 1344 در زید آباد سیرجان است . احمد از كوچ خوانواده روستايى به شهر و وضع معيشتى چنين ميگويد : “هنگامي که براي ادامه تحصيل در مقطع ابتدايى به ناچار خوش نشيني در روستا را رها کرده و آواره شهر شديم از فرط “ندارى” در محلى ساکن شديم که اغلب ساکنان آن گداها، لوطى ها و معتادها بودند و چند روسپى پير و فرسوده نيز در همان حوالى مى زيستند.” و اين چنين از زيد آباد به سيرجان آمده و در محيطى نيمه مذهبى و پاى كرسى و منبر خطاب و وعاظ تبعیدی به سیرجان نشست . افرادى همچون طاهری خرم آبادی، شیخ علی تهرانی، معادى خواه، صبور، كريمي نورى و على بابايى كه در آن زمان جزء تبعيديان به سيرجان بودند.
سال 63 مصادف است با ورود احمد به دانشگاه تهران . از حدود سال 67 تا 73 همكارى او با روزنامه اطلاعات تداوم داشت و پس از آن تا سال 79 یعنی زمان اولین بازداشتش در روزنامه همشهرى مشغول به کار بود. همزمان با انتخابات 2 خرداد سال 76 زیدآبادی دکترایش را در رشته روابط بین الملل دانشگاه تهران سپری می کرد و در مقالات متعددى از كانديداتورى سيد محمد خاتمى با قاطعيت دفاع نمود . پس از دو خرداد و همكارى با نشريه ملى- مذهبى " ايران فردا " ، به عنوان سردبير روزنامه " مناطق آزاد " مشغول به كار گرديد و در همان زمان پایانه نامه دکترایش را با عنوان “دین و دولت در اسرائیل” را می نوشت.
دوران بازداشت : زید آبادی نیز چون دیگر روزنامه نگاران مطرح دوران اصلاحات سال 79 به زندان افتاد. مسعود بهنود، ابراهیم نبوی نیز همان سال دستگیر شدند. به این ترتیب زیدآبادی که به دستور قاضی مرتضوی دستگیر شده بود به اتهام “تبلیغ علیه نظام، تشویش اذهان عمومی و اقدام علیه امنیت نظام” به 13 ماه زندان محکوم شد. در همین دوران او یک نامه سرگشاده از زندان منتشر کرد که در آن از نحوه برخورد نظام به روزنامه نگاران سخن گفته و انتقاد کرده بود. او مدت حبس خود را 2 ماه در حبس انفرادی، 4-5 ماه در اندرزگاه های مالی گذراند سپس با ارائه وثیقه در دهم بهمن ماه 79 آزاد شد. 13 روز بعد در حالی که ملی مذهبی ها گردهم آمده بودند، نیروهای امنیتی آنها را دستگیر کردند. زید آبادی نیز در میان آنان بود. بدین ترتیب وی دوباره زندانی شد و زمانی در بند 59 منتسب به اطلاعات سپاه بازجویی و شکنجه شد. با پیگیری فعالین سیاسی اجتماعی و مهدی کروبی قرار بازداشت وی به وثیقه تبدیل شد. با ارائه وثیقه 50 میلیون تومانی زیدآبادی از زندان آزاد شد. گفته می شد علت آنکه با او سخت تر از زندانیان دیگر برخورد می شد این بود که وی معتقد بود آنچه نوشته حقیقت است و بدان معتقد است و از آنجا که در قانون آمده حتی انتقاد از رهبری نیز آزاد و قانونی است. به این ترتیب او اشتباهی مرتکب نشده که بخواهد از آن تبری بجوید.
در سال 1380 به دادگاه تجدید نظر فراخوانده شد و به جرم اقدام علیه امنیت ملی از طریق تشویش اذهان عمومی به 13 ماه زندان محکوم شد که از 24 فروردین سال 82 به اجرا در آمد. در حکم دادگاه آمده بود که وی 5 سال نیز از حقوق اجتماعی محروم است. زیدآبادی مدت محکومیت خود را به طور کامل سپری کرد.
همكارى با روزنامه هاى " ياس نو " و " حيات" و همچنين عضويت در هيئت تحريريه روزنامه " شرق " نيز در كارنامه فعاليت زيد آبادى ، پيش و پس از بازداشتهايش وجود دارد . طی همین سال ها، زیدآبادی با بی بی سی فارسی هم به عنوان کارشناس مسائل خاورمیانه همکاری می کرد. .پس از توقيف شرق ، احمد به روزنامه هم ميهن كوچ نمود و در نهايت ، همكارى او با هفته نامه " شهروند امروز " برگ زرين ديگرى در كارنامه مطبوعاتى او است. او که بطور پیوسته عضو هیئت مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران بود، سپس به عنوان دبیرکل سازمان دانش آموختگان ( ادوار تحکیم وحدت) برگزیده شد.
انتخابات سال 88
زید آبادی و عمده همفکران وی سعی بسیاری کردند تا موافقت عبدالله نوری را برای شرکت در انتخابات جلب کنند. با این همه، نوری از شرکت در انتخابات کناره گیری کرد و از آنجا که این طیف از روزنامه نگاران، جنبش دانشجویی و فعالین سیاسی-اجتماعی رابطه نزدیک تری با کروبی داشتند و حمایت از او را در جهت خواسته هایش می دیدند، به اردوگاه شیخ مهدی کروبی پیوستند. زیدآبادی همراه با سحرخیز و عبدی از جمله مهمترین روزنامه نگارانی بودند که به اردوگاه کروبی پیوستند. عمده دلیل زیدآبادی آن بود که کروبی از دیدار با ایرانیان از هر دسته و هر قشر ترسی نداشته و بر اساس مصلحت ها، حصارهای تبعیض آمیز میان ایرانیان نمی کشد. او یک رپ خوان جوان به نام “ساسی” را به عنوان نمونه ذکر کرده و گفته بود که: «اگر کسی از من بپرسد چرا در انتخابات ریاست جمهوری آقای کروبی را بر آقای موسوی ترجیح میدهم صریح و صادقانه پاسخ خواهم داد: که علت دیدارش با ساسی مانکن.»
زیدآبادی در همان نوشته با تبعیضآمیز خواندن این پرسش برخی حامیان آقای کروبی که “چرا در جمع دیدار کنندگان از شیخ، ساسی مانکن هم حضور داشته”؟ تصریح کرده است که؛ “این نوع نگاه، واقعا مرا خشمگین میکند. مگر ساسی مانکن انسان نیست؟ مگر او ایرانی نیست؟ مگر او نباید رای دهد؟ مگر او حق دیدار با یک کاندیدای ریاست جمهوری را ندارد؟ مگر ساسی مانکن شهروند این کشور نیست؟ آیا یک کاندیدای ریاست جمهوری برای دیدار با شهروندان باید آنها را گزینش کند؟ چرا ساسی مانکن نباید دیداری با یک کاندیدای ریاست جمهوری داشته باشد و چرا یک کاندیدا باید از روبهرو شدن با شهروندی مثل او بهراسد ؟ اگر چنین باشد، پس با خانم شیرین عبادی هم نباید دیداری صورت گیرد و از مهندس عزتالله سحابی و دکتر سروش و دکتر پیمان و دکتر ابراهیم یزدی هم باید پرهیز شود. از روبهرو شدن با غلامحسین کرباسچی و عطاءالله مهاجرانی و محسن کدیور و عباس عبدی و عماد باقی و اکبر گنجی هم باید ترسید و با دفتر تحکیم وحدت و سازمان دانش آموختگان هم نباید تماس داشت.”
زید آبادی همچنین تلاش بسیاری کرد تا راه عمده روشنفکران را به پایگاه کروبی باز کند. در همین جهت بود که از حمایت دکتر سروش، احزاب و گروه هایی مثل نهضت آزادی و ملی مذهبی از کروبی حمایت کرد.
به نقل از تالار گفتگوى هفت تير : زید آبادی در آخرین مقاله خود که روز 25 خرداد با عنوان “دو نکته که نباید فراموش شود” می نویسد: “من نیز مثل بسیاری از هموطنان از نگاه واقع بینانه به تدریج فاصله گرفتم و خوش بین شدم و به همان اندازه كه خوش بین شدم از واقعیت دور افتادم. راستش را بخواهید من هر گاه می خواهم رفتار دولتهای جهان را تحلیل كنم، خودم را به جای آنها فرض میكنم و آنگاه با در نظر گرفتن منافع، محدودیتها و امكانات پیش رو، رفتار آنها را حدس میزنم. متاسفانه در این دور از انتخابات، من همین منطق را در باره حكومت ایران نیز به كار بردم، اما گمراه شدم. منطق حكومت ایران اما با منطق مورد نظر ما كاملا متضاد است.” و در آخر نیز اعتراف کرده بود که “این انتخابات درسی بود برای همه ما تا برای ورود به صحنه رقابتی ناعادلانه حریص نشویم و استانداردهای یك انتخابات آزاد را كوچك نشمریم.”
احمد زید آبادی در جریان حوادث پس از انتخابات خرداد 88، شب 25 خردادماه از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شد. همسرش مهدیه محمدی یک ماه بعد از دستگیر زیدآبادی، در نامه ای سرگشاده به ریاست قوه قضائیه در این باره می نویسد: “نزدیک به یک ماه از زمانیکه عده ای ناشناس که خود را پیک موتوری نامیدند همسر اینجانب آقای احمد زید آبادی را شبانه و بدون ارائه هرگونه برگ جلب، در مقابل چشم فرزندان خردسالش ربوده اند می گذرد و هنوز هیچیک از نهادهای مسئول زحمت پاسخگویی درباره وضعیت ایشان را به خود نداده اند. …علی رغم مراجعات مکرر اینجانب، برادر همسرم و وکیل آقای زید آبادی به دادگاه انقلاب، تنها پاسخی که دریافت کرده ایم آن است که “ما اصلا چنین کسی را نمی شناسیم” و “پرونده ایشان هیچ ارتباطی به ما ندارد!” او ضمن شکایت از حمله گروهی از نیروهای امنیتی به خانه اش می پرسد؛ “وقتی هیچ نهادی خود را مسئول پاسخگویی نمی داند؟ وقتی نه مسئولین قوه قضائیه، نه قاضی پرونده و نه مسئولین زندان، هیچیک خود را دخیل در این جریان نمی دانند؛ چه راهی برای من باقی خواهد ماند؟ از شما می پرسم وقتی رسانه ملی حاضر نیست حتی هفته ای یک ساعت زمان در اختیار جریان مقابل بگذارد؛ چگونه انتظار دارید با رسانه های خارجی مصاحبه نکنم؟”
زید آبادی چندی بعد تماس می گیرد و خبر می دهد که در مکانی نامعلوم بازداشت است. آنچنان که همسرش طی ملاقات هایی در می یابد، زیدآبادی 17 روز در زندانی با ابعاد یک در یک و نیم متر حبس بوده و طی این مدت به فکر خودکشی افتاده است.
تعدد مصاحبه های همسر زیدآبادی سبب می شود تا وی تهدید به بازداشت شود، اما او بازهم از پیگیری روند دستگیری همسرش باز نمی ایستد.
چندی بعد خبر می رسد که زیدآبادی به علت نامه ای که در سال 86 به خامنه ای نوشته است، تحت فشار قرار گرفته و گفته شد که از او بازخواست شده که چرا سید علی خامنه ای را مقام “معظم” نخوانده است.
سیاسیون مستقل همچون عبدالله نوری و شیخ مهدی کروبی با خانواده زید آبادی دیدار کرده و از آنان دلجویی کردند. همچنین گروهی از مردم سیرجان نیز با نوشتن بیانیه ای خواستاری آزادی همشهری دربندشان شدند.
در این میان، شریف، وکیل زید آبادی هرگز نتوانست با موکل خود دیدار داشته باشد تا بتواند دفاعیه ای تنظیم کند. زیدآبادی شهریور 88 در دادگاه چهارم عاملین حوادث پس از انتخابات که ده ها نفر در آن حضور داشتند در دادگاه حضور یافت اما سخنی نگفت و پشت تریبون نیز قرار نگرفت.
او سرانجام پس از بیش از 2 ماه زندان، با همسرش دیدار کرد و خبر داد که 35 روز اعتصاب غذا کرده، ابتدا در بند دو الف بوده و سپس به بند 240 انتقال داده شده است. مهدیه محمدی از زبان همسرش نقل کرد که خشونت و شرایط محیط زندان قابل توصیف نیست و او مدام برای اقرار به اعمال نکرده تحت فشار قرار دارد.
شایعه شد که وضعیت جسمانی زیدآبادی بسیار بد است، این خبر آنچنان تاثیر بدی داشت که بالاخره قوه قضائیه مجبور شد تا دیداری میان او و همسرش ترتیب دهد.
12 مهرماه وثیقه ای 250 میلیون تومانی برای زیدآبادی تعیین شد. مدتی بعد خانواده پس از تهیه کردن وثیقه به دادگاه مراجعه کردند، اما دادگاه بازهم میزان وثیقه را بالا برد و آن را 500 میلیون تومان تعیین کرد. جالب آنکه خانواده زیدآبادی نه بار اول و نه بار دوم از تعیین وثیقه برای آزادی زیدآبادی خبر نشده بودند و بصورت اتفاقی در جریان قرار گرفتند.
حکم ! زیدآبادی
طی همین مدت حکم محکومیت زیدآبادی صادر شد. و برای اولین بار در تاریخ قضایی ایران شخصی به صورت مادام العمر از فعاليت سياسی و اجتماعی و حتی حق اظهار نظر محروم می شود.
افروز مغزی یکی از وکلای احمد زیدآبادی در این باره گفته است: “روز دوشنبه 2 آذرماه شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب، آقای زيدآبادی را خواسته و حکمش را به او ابلاغ کرده بود. آقای زيدآبادی را به جرم اجتماع و تبانی و اخلال در امنيت کشور به پنج سال حبس و به خاطر تبليغ عليه نظام از طريق در اختيار گذاشتن مطلب و اخبار تحت پوشش تحليل به يک سال حبس تعزيری محکوم کردهاند. علاوه بر تعيين مجازات های مذکور، آقای زيدآبادی را مادام العمر از هر گونه فعاليت سياسی، شرکت در احزاب، هواداری، مصاحبه، سخنرانی و تحليل حوادث به صورت کتبی يا شفاهی محروم کردهاند. همچنين ايشان را به مدت پنج سال به شهرستان گناباد تبعيد کردهاند.”
12 دیماه 1387، مهدیه محمدی همسر آقای زیدآبادی درباره رای دادگاه تجدید نظر گفت: “رای دادگاه تجدیدنظر همسرم به وکیل ایشان ابلاغ شده است و این دادگاه اعلام کرده است که مفاد حکم دادگاه بدوی را به طور کامل تایید کرده و دفاعیات آقای زیدآبادی و وکلایشان را نپذیرفته است”.
زیدآبادی هنوز از زندان جمهوری اسلامی حتی برای مرخصی نیز رهایی نیافته است.
نامه به رهبری
نامه سرگشاده احمد زيدآبادی خطاب به آيت الله خامنه ای که در 22 فروردين ماه ۸۶ در رسانه های اينترنتی منتشر شد که در آن احمد زیدآبادی به طرح دو سوال از مقام رهبری پرداخته بود: “سوال اول در باره نقد عملکرد مقام رهیری به این مضمون بودکه به چه علت شرعی، عقلی، قانونی و يا عرفی و بر اساس کدام مصلحت عمومی، پرسش علنی از رهبری و يا نقد گفتهها و عملکرد وی، عملا در جامعه ايران ممنوع است؟
اما پرسش دوم مربوط به بحث دستيابی ايران به چرخه سوخت هستهای، از رهبری بود که چرا آقای خامنه ای اصرار دارند که همه ايرانيان ارزيابی ايشان را از شرايط داشته باشند و اگر جز اين باشد به تعبير وی حرف دشمن را تکرار میکنند و يا به گفته برخی از مقامهای امنيتی، از عوامل دشمن هستند.”
گفته می شد که از سوی بازجویان و دادستان یکی از عوامل بازداشت و تشدید مجازت وی همین نامه بوده است. با این همه معزی یکی از وکلای زیدآبادی می گوید: “در کل دادنامه و در روند رسيدگیای که وکلای مدافع شاهدش بودند، چنين مسئلهای مطرح نشد، اما جزو مواردی که دادگاه را به اين سمت میبرد که آقای زيدآبادی را محکوم کند، يکی هم نامهای بود که ايشان برای رهبری نوشته بود و قاضی در دادنامه اعتقاد دارد که اين اقدام او در آن فضايی که وجود داشته، به نوعی تخريب بوده و ذهنيت آقای زيدآبادی اين بوده که با اين عمل، رهبری را تضعيف کنند.”
تخصص، ویژگی های کاری و شخصیتی
تخصص زیدآبادی مسائل خاورمیانه است، کوتاه می نویسد و موجز، البته در خصوص مسائل روز ایران نیز نظریاتی دارد که در نشریات مختلف منتشر می شوند.
عمار ملکی در این باره می نویسد: “احمد زیدآبادی انسانی بزرگ و از اهالی امروز است. خوش فکر است و خوش صحبت. هر که با او قرین بوده باشد، میداند که همنشینی با او لذت بخش است و هم صحبتی اش پر بار و مفید. خوش مشرب است و سرحال. صادق است و ساده. عمیق و صریح. دانش آموخته ایست برای فردای ایران. تحلیلهای مختصر و مفیدش و سبک نگارش ساده و بی ابهامش، هم پر محتوا و راهبردی است و هم آموزنده و راهگشا. او تحلیل گری است که مسائل منطقه خاورمیانه و حرکت های بازیگران آنرا خوب میشناسد. مطالعه ای عمیق دارد و تحلیل هایش سطحی نیست.”
دریافت جایزه “قلم زرین آزادی”
احمد زید آبادی در سال 87 به عنوان دومین ایرانی برنده جایزه “قلم زرین آزادی” برای سال ۲۰۱۰ شد. 26 آذرماه 1387، هیات مدیره انجمن جهانی روزنامه نگاران و ناشران خبر با صدور بیانیه ای در این باره اعلام کرده بود: “همه روزنامه نگاران از خطرهای به چالش گرفتن رژیم خودکامه رئیس جمهور محمود احمدی نژاد و اعمال علی خامنه ای، رهبر ایران، آگاهی دارند. آقای زیدآبادی به کرات خود را به خطر انداخته و آشکارا از اصلاح و حاکمیت قانون در ایران حمایت کرده است. او پس از انتخابات مناقشه برانگیز ریاست جمهوری در خردادماه به شش سال زندان، پنج سال تبعید در شهر گناباد و محرومیت ابدی از نوشتن محکوم شد. آقای زیدآبادی با وجود شرایط هولناک حبس تسلیم نشد و شجاعت وی بسیار برای ما تحسین برانگیز بود. ما امیدواریم که حکم آقای زیدآبادی لغو شود.” احمد زیدآبادی که در سال ۲۰۰۰، سال ۱۳۷۹، نیز زندانی شده بود یکی از ده ها روزنامه نگاری است که پس از انتخابات خردادماه در ایران “به صورت سیستماتیک” احضار و دستگیر شده اند. وی پس از انتخابات به همراه بیش از ۴۰ روزنامه نگار و ۱۰۰ چهره سرشناس اصلاح طلب به اتهام طرح ریزی “انقلاب نرم” علیه نظام دین سالارانه ایران به محاکمه کشیده شد.
لازم به ذکر است که احمد زیدآبادی دومین روزنامه نگار ایرانی است که جایزه “قلم زرین آزادی” را پس از اکبر گنجی در سال ۲۰۰۶ دریافت می کند.
مهدیه محمدی همسر زیدآبادی در واکنش به این خبر به دویچه وله گفته بود: “راستش واقعاً لحظهای که من این خبر را شنیدم، جز حس تأسف چیز دیگری برای من نبود. یعنی احساسم این بود، آدمی که اینقدر توانایی و استعداد دارد، کسی که دنیا ارزش و قدرش را میداند که به او جایزه میدهد، چرا نباید در کشور خودش قدرش را بدانند و باید سه دوره تجربهی زندان جمهوری اسلامی را داشته باشد و هیچ استفادهای از استعدادهایی که دارد نشود .ما به ایشان [زیدآبادی] خبر دادیم. چون ایشان روزانه پنج دقیقه وقت دارند که به خانه زنگ بزنند. در مجموع خوشحال شدند.”
خانواده
زید آبادی متاهل است و سه فرزند به نامهای پوریا، پارسا و پرهام دارد. همسرش مهدیه محمدی گرگانی، فرزند محمد محمدی گرگانی، استاد دانشگاه علامه طباطبائی و رئیس گروه حقوق بشر دانشکده حقوق این دانشگاه، نماینده دور اول مجلس شورای اسلامی است.
مریم شبانی درباره روابط خانوادگی زیدآبادی می نویسد: “حضور [زید آبادی] در تحریریه یك چاشنی ثابت هم داشت و آن زمانی بود كه گوشی تلفن را برمی داشت تا تماسی با خانه بگیرد و حال و احوالی از همسر و فرزندانش جویا شود و احیانا فهرست خرید سر راه را پر كند. آنوقت موعد گوش ایستادن ما بود بر این مکالمه. احمد با همان لهجه شیرین سیرجانی و با خونسردی زایدالوصفی که بر صدایش نشسته بود برای سبک تر کردن کارهایی که باید انجام دهد، چانه می زد. آنقدر این چانه زدنها شنیدنی بود که ما کار را رها می کردیم و دست را عصای چانه کرده و سر به سمت احمد برمی گرداندیم. مکالمه که تمام می شد، به او می گفتیم که «دکتر چرا اینقدر چانه می زنی؟ هرکاری که خانم می گوید را باید انجام دهی.» و او با همان بیان شیرین سیرجانی می گفت: «هنوز مانده تا بفهمید این صحبت ها ربطی به چانه زدن ندارد و پر از دوست داشتن است. من و مهدیه زبان دوست داشتن خاص خودمان را داریم.»


0 جعبه زیر فرم نظرات برای تبدیل فینگلیش به فارسی است:
ارسال یک نظر