خردجمعی سبز: "خبرنگاران سبز" بر این باور است که باید در کنار تولید محتوای خبر و تحلیل، به ارتباطی دو طرفه با مخاطبان خود دست یابد تا بتوان «خرد جمعی» را همواره راهنمای حرکت «جنبش سبز» نمود. از اینرو بر آن شدیم که هر هفته پرسشی را به برای هماندیشی با مخاطبان در میان گذاریم تا بدین وسیله پاسخهایی جامعتر و تحلیلهایی همهجانبهتر بدست آید. تعدای از پاسخهای دریافتی، بعنوان پاسخهای برتر، انتخاب و با نام (واقعی یا مستعار) نویسندگان آن در سایت منتشر خواهند شد. پاسخهای خود را میتوانید در متنهای کوتاه تا 300 کلمه بصورت کامنت در زیر این مطلب بگذارید و یا به آدرس greenreply@greencorrespondents.com ایمیل کنید. همچنین «خبرنگاران سبز» آمادگی انتشار مقالات کامل شما در زمینه سوالات هفتگی را دارد.
18 تیر هر سال یادآور شدیدترین سرکوبهای جنبش دانشجویی ایران، این سوال را با خود به همراه دارد که آیا سرکوب شدید دانشجویان از جمله در 18 تیر 78 موفقیتی برای جمهوری اسلامی به همراه داشته است؟
18 تیر، سالروز یکی از خشنترین و ناجوانمردانهترین سرکوبهای جنبش دانشجویی ایران است. جنبش دانشجویی ایران همواره نقش مترقی و پیشتاز در تحولات سیاسی ایران داشته و همواره نیز مورد شدیدترین سرکوبها قرار گرفته و 16 آذرهم از همین رو به عنوان روز دانشجو شناخته شده است. پس در حین انقلاب و پس از آن نیز دانشگاه اولین و اصلیترین محل تجمع و تشکیل گروههای اپوزیسیون بود و به همین علت نیز در جریان آنچه «انقلاب فرهنگی» خوانده شد، مورد شدیدترین هجوم سیاسي ، امنیتي و عقیدتي استبداد دینی قرار گرفت. دانشجویان و اساتید دگراندیش تسويه شدند. دروس بازبینی شد و تنها تشکل مجاز «انجمنهای اسلامی» بودند که در ابتدا نقش نماینده حاکميت را به عهده داشتند.
اما علیرغم همه محدودیت ها، دانشجویان روشناندیش و آزادیخواه در همین تشکل محدود دانشجویی راه یافتند و برای بیان عقیده و نظر از آن بهره بردند که به تدریج «انجمنهای اسلامی» به نهادهای مخالف (هر چند در داخل ساختار حکومت) تبدیل شدند و حکومت مجبور به خلق نهادهایی نامستقل و شبهنظامی (مانند بسیج دانشجویی) برای سرکوب در دانشگاهها شد. با روی کار آمدن دولت اصلاحات، حرکت پیشرو دانشجویی بار دیگر سر بر آورد و این بار در 18 تیر 78 شاهد یکی دیگر از فجایج اقتدارگرایان در سرکوب خونین دانشجویان بودیم: حمله اوباش موسوم به لباس شخصی با حمایت و مشارکت مستقیم نیروی انتظامی به کوی دانشگاه. حملهای که شهادت مهندس عزت ابراهیمنژاد یکی از تلخترین یادگارهای آن بود. اگرچه که هیچ یک از مهاجمان به کوی در نهایت مجرم شناخته نشدند، اما قلب جریحهدار خامنهای تنها با شهادت یکی دیگر از دانشجویان زندانی، در زندان وی التیام یافت: شهید اکبر محمدی، شهیدی که یکی از مظلومترین شهیدان جنبش دانشجویی بود.
پس از آن (کمیته انضباطی دانشجویی) سایهای سنگین بر سر دانشجویان فعال افکند و هزینه فعالیت سیاسی دانشجویی را به شدت بالابرد و اصطلاح دانشجویان ستارهدار، برای اولین بار در دولت نهم به گوش رسید.
پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و در پی تقلب گسترده و کودتای سياسی-نظامی پس از آن، فریاد حقخواهانه دانشجویی اولین فریاد بلند بود که به هوا خواست و بار دیگر کوی دانشگاه تهران صحنه يکه تازی مغولوار بسیجیان و گاردهای نیروی انتظامی شد. دانشجویان مورد ضرب و جرح واقع شدند. بر روی زمین کشیده شدند، دشنام خوردند، با دالان باتوم از آنان استقبال شد و بر اساس برخی گزارشها چند قربانی ديگر تقديم راه آزادی کردند اما باز هم این قربانیان بودند که در چنگال قضاوت اسلامی گرفتار آمدند. همین ماجرا برای دانشگاههای دیگر نظیر دانشگاه اصفهان و دانشگاه آزاد مشهد نیز تکرار شد و به مرور دانشگاههای ایران را در بر گرفت و هرگونه حرکت در داخل دانشگاه سرکوب شد و دانشجویان فعال یا بازداشت شدند و یا به کمیته انضباطی قراخوانده شدند. در واقع جنبش دانشجویی کشور در سالهای پس از انقلاب، بیش از هر جنبش دیگری هزینه داده و مورد شدیدترین سرکوبها قرار گرفته است.
اینک و در آستانه سالگرد یکی از این وقایع تلخ، جا دارد از خود بپرسیم آیا سرکوب در ادمهی راه جنبش دانشجویی تاثیر گذار بوده؟ آیا اکنون وارد یک دوره جدید از مبارزات دانشجویان ایران شدهایم؟ و در نهایت با توجه به تمام جوانب و سئوال های فراوان دیگری که می شود پرسید، سوال اینست: آیا سرکوب شدید دانشجویان از جمله در 18 تیر 78 موفقیتی برای ج.ا. داشته است؟
تهیه و اجرا: الف. بهرنگی
تهیه و اجرا: الف. بهرنگی



0 جعبه زیر فرم نظرات برای تبدیل فینگلیش به فارسی است:
ارسال یک نظر