اختصاصی خبرنگاران سبز/ ایران در جهان/ جویا: هر دو سال یک بار انتخاباتی کشوری (فدرال) در آمریکا صورت میگیرد که در آن واجدین شرایط تمامی اعضای مجلس نمایندگان و حدودا یک سوم سناتور های آن کشور را انتخاب میکنند. به این انتخابات، انتخابات میان دوره ای یا کنگره ای میگویند. در این انتخابات رایدهندگان علاوه بر کاندیداهای قوه مقننه به کاندیداهای رئیس جمهوری هم رای میدهند؛ به همین دلیل این انتخابات را انتخابات رئیس جمهوری نیز مینامند. دور بعدی انتخابات میان دوره ای آمریکا در نوامبر سال مسیحی جاری، و دور بعدی انتخابات ریاست جمهوری آن کشور در نوامبر ۲۰۱۲ میباشد. آیا انتخابات نوامبر ۲۰۱۰ میتواند تاثیری بر سیاست های ایالات متحده در رابطه با ایران داشته باشد؟
جلب نظر آرای مستقل در انتخابات ۲۰۱۲ نیاز به یک حرکت عمده بین المللی دارد، حرکتی که رای دهندگان عادی آمریکایی آن را برای امنیت و منافع ملی کشور خود حیاتی عرض یابی کنند. در حال حاضر سه مورد بالقوه برای چنین حرکتی موجود است: (۱) کره شمالی، (۲) مسئله اسرائیل و فلسطین و (۳) ایران.
در حال حاضر حزب دموکرات در هردو مجلس قانون گذاری در آمریکا از اکثریت قابل ملاحظه ای بر خوردار است. در مجلس نمایندگان، از ۴۳۵ نماینده ۲۵۷ نفر از حزب دمکرات و ۱۷۸ نفر از حزب جمهوریخواه هستند. گذراندن لایحه ای در این مجلس فقط به حمایت اکثریت ساده ای از نمایندگان (۲۱۸ رای ) نیاز دارد. در مجلس سنا از ۱۰۰ سناتور۵۷ نفر دمکرات، ۴۱ نفر جمهوریخواه و ۲ نفر مستقل هستند. تایید پاره ای از انتصابات ریاست جمهوری و قرار دادهای خارجی منعقد شده توسط او نیازمند آرای دو سوم سناتورهای سنا میباشد. به علاوه اگر ۴۱ نفر از سناتور ها تصمیم بر متوقف کردن لایحه ای بگیرند (در غالب موارد) قادرند بر خلاف خواسته اکثریت از به رای گذاشته شدن آن لایحه جلوگیری کنند.تقریبا تمام ناظران و تحلیلگران سیاست داخلی آمریکا بر این باورند که حزب دموکرات در انتخابات میان دوره ای سال ۲۰۱۰ تعدادی از کرسیهای خود در هردو مجلس آمریکا را از دست خواهد داد. اگر به سابقه انتخابات میان دوره ای نگاه کنیم، میبینیم که از جانگ جهانی دوم (۱۹۴۲) به این سو، به استثنای دو مورد، حزبی که رئیس جمهور آمریکا به آن تعلق داشته در این انتخابات تعدادی از کرسی های خود را در مجلس نمایندگان از دست داده است. متوسط کرسی های از دست رفته توسط حزب رئیس جمهور در این مدت زمانی ۲۵.۴ کرسی بوده. بزرگترین شکست های انتخاباتی میان دوره ای (از جنگ جهانی دوم به این سو) را حزب دموکرات در سال های ۱۹۴۶ (۵۵ کرسی) و ۱۹۹۴ (۵۴ کرسی) متحمل شده است. حزب جمهوریخواه هم در سال های ۱۹۷۴، ۴۸ کرسی خود در مجلس نمایندگان را از دست داد، و در نتیجه انتخابات سال ۲۰۰۶، ۳۰ کرسی این حزب به دست دموکرات ها افتاد.
غالب پیشبینی ها حکایت از آن دارند که در نتیجه انتخابات سال ۲۰۱۰، حزب جمهوریخواه احتمالا هفت کرسی در سنا و ۲۵-۳۰ کرسی در مجلس نمایندگان را از تصرف دمکرات ها خارج خواهد کرد. در آن صورت، دمکرات ها تنها قادر به حفظ کنترل بسیار محدود سنا خواهند بود. این کنترل به ویژه از آن جهت محدود است که یکی از دو سناتور مستقل (ژوزف لیبرمن) متحد قابل اطمینانی برای دموکراتها نیست. لیبرمن در سال ۲۰۰۸ با تمام توانایی از رقیب انتخاباتی باراک اوباما و کاندیدای حزب جمهوریخواه جان مککین دفاع کرد، و در مواردی دیگر نیز نشان داده که حمایتش از دموکرات ها محدود و مشروط است. مشکل دموکرات ها آنجا شدت خواهد گرفت که بیش از نه کرسی خود در سنا را از دست بدهند، و در نتیجه حزب جمهوریخواه کنترل آن مجلس را به دست بگیرد. از جنگ جهانی دوم به این سو، فقط در سه سال ۱۹۴۶ ، ۱۹۵۸و ۱۹۹۴ بیش از هشت کرسی سنا میان دو حزب دست به دست شده اند، و بر پایه نشانه های مختلف احتمال اینکه حزب دمکرات بیش از ۷-۸ کرسی در انتخابات ۲۰۱۰ را از دست بدهد، بسیار ضعیف است. اما مشکل دمکرات ها در آن خواهد بود که بعضی اعضای این حزب در سنا، یا به واسطه تعلقات شخصی و یا ملاحضات سیاسی، محتمل است از پاره ای برنامه های باراک اوباما دفاع نکرده و به آن ها رای ندهند.
با توجه به حساسیت های چین بر کره شمالی، مرز مشترک و پر التهاب کره شمالی و کره جنوبی، و امکان حمله موشکی کره شمالی به ژاپن در صورت آغاز جنگی در شبه جزیره کره، ایالات متحده ناچار است از یک سیاست کند تنشزدایی در رابطه با کره شمالی پیروی کند. در زمینه مسئله اسرائیل و فلسطین نیز اوباما با مشکلاتی عدیده روبروست. دولت دست راستی حاضر در اسرائیل، نفوذ قابل توجه حماس، فساد مالی فتح و تشکیلات خود گردان، و قدرت موشک پراکنی حزب الله لبنان فاکتورهایی هستند که امید رئیس جمهور آمریکا به یک پیروزی سریع و درخشان دیپلوماتیک در حل مسئله اسرائیل-فلسطین (نظیر پیمان کمپ دیوید) را به شدت کاهش میدهند. در نتیجه، ایران به عنوان مناسب ترین هدف برای اوباما جهت کسب یک موفقیت در سیاست خارجی که میتواند شانس او برای انتخاب مجدد را افزایش دهد، باقی خواهد ماند.
حزب جمهوریخواه به دستکم ۴۰ کرسی جدید نیاز دارد تا کنترل مجلس نمایندگان را بدست گیرد. غالب پیشبینی ها حکایت از آن دارند که این حزب حد اکثر ۲۵-۳۰ کرسی جدید را از آن خود خواهد کرد، اگرچه نزول در محبوبیت آقای اوباما میتواند این تعداد را قدری افزایش دهد. اما در عمل حزب جمهوریخواه نیازمند به کسب اکثریت برای معطل و متوقف کردن برنامه های دولت آقای اوباما در مجلس نمایندگان نیست. تعداد قابل توجهی از دمکرات های این مجلس آشکارا از سیاست های محافظه کارانهای حمایت میکنند که در مواردی همکاری آنان با حزب جمهوری خواه را به غایت آسان میسازد. اگر دموکراتها کنترل هردو مجلس یا حتی یکی از ان ها را از دست بدهند، متحمل شکستی تاریخی شده اند. اما حتی تضعیف قابل توجه آنان در هر یک از این دو مجلس، آقای اوباما را از انجام پارهای از مهمترین برنامه های مورد علاقه اش محروم خواهد کرد.
مهمترین نتیجه تغییرات در قوه قانونگذاری در سال ۲۰۱۰ را باید در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۲ جستجو کرد. حتی با داشتن اکثریتی قوی در هر دو مجلس قانون گذاری، دموکرات ها با مشکلات قابل ملاحظه ای در پیشبرد لوایح اصلی خود روبرو بوده اند. مشکلات گوناگون در به تصویب رساندن لایحه مربوط به بیمه ها و خدمات درمانی در اوج اقتدار دمکراتها نمونهای از این مشکلات را به نمایش گذارد. و در چند روز اخیر لایحه افزایش دوران پرداخت بیمه بیکاری، که آقای اوباما خواستار آن بود، بی سرانجام شد. با کاهش اقتدار دمکراتها در کنگره، آقای اوباما شانس کمی برای پیشبرد رفورمهای داخلی خود خواهد داشت. مثلا به احتمال قوی لوایح مربوط به امور مهاجرت و حفظ محیط زیست، که بسیاری از هواداران آقای اوباما خواهان آن هستند، با مخالفت جمهوری خواهان و تعدادی از دموکرات های محافظه کار روبرو شده و از رای کافی در مجالس قانون گذاری برخوردار نخواهند شد. در نتیجه تعدادی از هواداران رادیکال تر آقای اوباما در انتخابات ۲۰۱۲ یا حمایت خود را از او متوقف و یا از شدت آن خواهند کاست.
نتیجه انتخابات ریاست جمهوری را غالبا آرای رای دهندگان مستقل تعین میکنند. این رای دهندگان به راحتی رای خود را از یک انتخابات تا انتخابات بعدی تغییر میدهند. دو عامل اساسی بر رای این رای دهندگان تاثیر میگذارند: (۱) شرایط حاضر اقتصادی از جنبه زندگی افراد عادی جامعه، و (۲) شرایط مربوط به امنیت و منافع ملی ایالات متحده در سطح جهانی. از نظراقتصادی آمریکا، نظیر غالب کشور های پیشرفته صنعتی دیگر، شرایط بسیار دشواری را میگذراند، و رقم بالای بیکاری و رشد بسیار ضعیف اقتصادی بسیاری از آمریکاییها را نسبت به آینده اقتصادی کشورشان بدبین ساخته است. با توجه به جنبه جهانی رکود اقتصادی و بدهی های سنگین دولت آمریکا، دست آقای اوباما در پدید آوردن تحولات قابل توجه و مثبت اقتصادی طی دو سال آینده باز نیست. بعلاوه، پارهای برنامههای اقتصادی برای به نتیجه رسیدن زمانی بیشتر از یک یا دو سال میطلبند، اما غالب رای دهندگان توجه خود را به شرایط حاضر و نه اوضاع آینده معطوف میدارند. در نتیجه، اگر آقای اوباما نتواند با برنامه ای کوتاه مدت که از حمایت کافی در کنگره برخوردار است شرایط اقتصادی آمریکا را سریعا بهبود بخشد، شانس انتخاب مجدد وی کاهش خواهد یافت.
غالب پیشبینی ها حکایت از آن دارند که در نتیجه انتخابات سال ۲۰۱۰، حزب جمهوریخواه احتمالا هفت کرسی در سنا و ۲۵-۳۰ کرسی در مجلس نمایندگان را از تصرف دمکرات ها خارج خواهد کرد.
بر خلاف سیاست های داخلی که غالبا همکاری تنگاتنگ میان رئیس جمهور و کنگره را میطلبند، سیاست های خارجی آمریکا حوزه عمل رئیس جمهور محسوب شده و در مجموع کنگره کمتر در برنامه های رئیس جمهور در روابط خارجی و امنیت ملی دخالت میکند. با توجه به اینکه آقای اوباما کنترل بسیار محدودی بر تحولات اقتصادی خواهد داشت، محتمل است که وی توجه خود را بیشتر معطوف سیاست های خارجی ایالات متحده نماید. برنامه خروج ایالات متحده از افغانستان به جذب و فعال شدن مجدد پاره ای از دمکرات ها کمک خواهد کرد، اما جلب نظر آرای مستقل در انتخابات ۲۰۱۲ نیاز به یک حرکت عمده بین المللی دارد، حرکتی که رای دهندگان عادی آمریکایی آن را برای امنیت و منافع ملی کشور خود حیاتی عرض یابی کنند. در حال حاضر سه مورد بالقوه برای چنین حرکتی موجود است: (۱) کره شمالی، (۲) مسئله اسرائیل و فلسطین و (۳) ایران.
با توجه به حساسیت های چین بر کره شمالی، مرز مشترک و پر التهاب کره شمالی و کره جنوبی، و امکان حمله موشکی کره شمالی به ژاپن در صورت آغاز جنگی در شبه جزیره کره، ایالات متحده ناچار است از یک سیاست کند تنشزدایی در رابطه با کره شمالی پیروی کند. در زمینه مسئله اسرائیل و فلسطین نیز اوباما با مشکلاتی عدیده روبروست. دولت دست راستی حاضر در اسرائیل، نفوذ قابل توجه حماس، فساد مالی فتح و تشکیلات خود گردان، و قدرت موشک پراکنی حزب الله لبنان فاکتورهایی هستند که امید رئیس جمهور آمریکا به یک پیروزی سریع و درخشان دیپلوماتیک در حل مسئله اسرائیل-فلسطین (نظیر پیمان کمپ دیوید) را به شدت کاهش میدهند. در نتیجه، ایران به عنوان مناسب ترین هدف برای اوباما جهت کسب یک موفقیت در سیاست خارجی که میتواند شانس او برای انتخاب مجدد را افزایش دهد، باقی خواهد ماند.
سوال این است: رئیس جمهور آمریکا و مشاورین وی چه برنامه ای برای استفاده از ایران در جهت انتخاب مجدد آقای اوباما در سر دارند؟ آیا رقبای جمهوری خواه آنان نیز به نمد ایران برای دوختن کلاهی چشم دارند یا خیر؟ آنچه مسلم است ادامه سیاستهای کجدار و مریز در قبال برنامه اتمی ایران یا توافقی بدون پشتوانه در این زمینه نخواهند توانست در افزایش محبوبیت آقای اوباما نقشی قابل توجه داشته باشند. آنچه میتواند آرای جمعی از رای دهندگان مستقل آمریکایی را به جانب آقای اوباما بکشاند یک بحران کامل بین المللی، احتمالا با جنبهای نظامی، است که رئیس جمهور و فرمانده کل ارتش آمریکا آن را با "موفقیت" اداره کند.


1 جعبه زیر فرم نظرات برای تبدیل فینگلیش به فارسی است:
many thanks for a very well written discussion. Let's hope that Iranian people succeed to throw out the Islamic government and save the country from another war. although I know this is a very optimistic wish
ارسال یک نظر