۱۳۸۹ مرداد ۱۳, چهارشنبه

در همدان چه می‌گذرد: آموزش‌های تک‌حزبی و انصار سازی یا ...؟

«در یک سال گذشته، بیشترین ریزش از بدنه نظام از میان مردم مذهبی بوده است که این امر بویژه در باره اساتید مذهبی دانشگاه‌ها نیز صادق است
خبرنگاران سبز/ دانشگاه‌ها/ امیر پارسیان:
پس از آن‌که چند هفته قبل اساتید دانشگاه‌های معتبر ایران را زودتر از موعد مقرر بازنشست کردند، گویا اکنون روش جدیدی برای تصفیه دانشگاه‌ها و حذف احتمالی اساتید مخالف در نظر گرفته شده است. خبر زیاد بزرگ به نظر نمی‌سد ولی اثرات آن را باید جدی گرفت: به گزارش خبرگزاری ایسنا دانشگاه‌های غرب ایران در طرحی به نام "بصیرت" شرکت میکنند. (+)

دکتر محمد‌علی‌ زلفی‌گل رییس دانشگاه بوعلی همدان هدف این طرح را ارتقای قدرت تحلیل و دانش سیاسی اساتید می‌گوید. سئوال این است که آیا این اساتید مورد آموزش، هم‌اکنون در حال تدریس علوم سیاسی هستند؟ اگر هستند مگر پیش از این گزینش نشده‌اند؟ اگر هم علوم سیاسی تدریس نمی‌کنند آنگاه چه نیازی به این آموزش یا به عبارتی کوشش برای شستشوی مغزی اساتید است که خود همین مفهوم نیز توهینی به استقلال و بلوغ فکری اساتید است.

البته ایشان اهداف دیگر را هم به روشنی ذکر می‌کند و می‌گوید: «یکی از عوامل مهمی که باعث دوام نظام می شود سرمایه اجتماعی است و دشمنان به دنبال این هستند که زمینه‌های انشقاق را ایجاد کنند؛ اما ما با توسل به دین اسلام و ولایت فقیه اجازه انشقاق را به آنها نمی‌دهیم.»

بنابراین هدف این طرح، دوام نظام با توسل به القائات ولایت فقیهی است. نکته مهم این است که اگر اساتید شرکت کنند که به هر حال به نوعی در معرض همان حرف‌های تکراری و دشمن‌سازی قرار می‌گیرند و اگر هم برخی اساتید شرکت نکنند احتمالا از امتیازاتی برای ارتقا شغلی محروم و یا بهانه‌ای برای تصفیه‌های بعدی قرار می‌گیرند.

سئوال دیگر این است که این انشقاق که از آن سخن به میان امده کدام است؟ به نظر می‌رسد این انشقاق همان تقسیم بزرگ سبز و سیاه است که چند روز پیش فرمانده سپاه پاسداران به وجود آن در میان این نیرو خبر داد و گویا قرار است آن‌ها را نیز تصفیه کنند.

ناراستی این گفته‌ها بخصوص در جایی است که کوشش می‌شود پیوندی میان مشروعیت ولایت فقیه و دین اسلام برقرار کنند. در حالی که در یک سال گذشته، بیشترین ریزش از بدنه نظام از میان مردم مذهبی بوده است که این امر بویژه در باره اساتید مذهبی دانشگاه‌ها نیز صادق است. نگارنده خود شاهد است که چندین تن از اساتید مذهبی دانشگاه‌های تهران به همراه خانواده‌هایشان در تظاهرات روز عاشورا و در مخالفت با دولت کودتایی شرکت کرده بودند.

زلفی‌گل در ادامه آشکارا می‌گوید: «یکی از اهداف اصلی این طرح، آگاهی دادن به اساتید در خصوص فتنه های دشمنان، آشنایی با جریانهای مختلف فکری و آشنایی با نقاط قوت و ضعف به گونه‌ای که استاد بتواند حضور خود را در موقعیت‌های مختلف اعلام کند، است.»

وی درباره محتوای برنامه‌های این طرح می‌گوید: «جنگ نرم، تحلیل فتنه قبل از انتخابات، آینده نگری، افزایش ظرفیت نظام، جریان شناسی فکری، مباحث فرهنگی و تعاملات بین المللی از جمله مباحث این طرح است.» این یعنی همان سناریوی ولایت‌پسند دشمن‌سازی و پیوند‌زدن مخالفان دولت کودتایی به بیگانگان است.
آیا در حکومتی که جناح مخالف خود را فتنه میخواند می توان انتظار داشت که بررسی دیدگاه های مختلف برای تعامل با آنان باشد؟ همان‌گونه که دکتر زلفی گل شناسایی نقاط قوت و ضعف ایدئولوژی های مختلف در کنار شناسایی فتنه های دشمن قرار داده‌اند معلوم میشود که این طرح برای تقابل با اندیشه هایی به غیر از "حزب فقط حزب ولایت" برگزار می شود.

گفتنی است برخی از اساتیدی که در موج اول انقلاب فرهنگی وارد دانشگاه‌ها شدند هنوز با همان تفکرات قدیمی در دانشگاه‌ها حضور دارند و گذشتن آنها از تصفیه سازی دانشگاه‌ها پس از انتخابات نشان طرز تفکر آنان است. پس بیشتر میتوان این طرح را به آموزش‌های حزبی تشبیه کرد که در جوامعی مثل شوروی سابق و یا رومانی به افراد حزب داده می شد. شباهت این جلسات و تک حزبی بودن این جوامع در گذشته و حال همچنین می‌تواند نشانگر پایان مشابهی شبیه آنچه بر رومانی و شوروی آمد هم باشد.

رییس دانشگاه بوعلی در ادامه می‌گوید: «از محتواهای دیگر این طرح بحث اخلاق، تاثیر رسانه‌ها و مطبوعات و میزان اثر بخشی آنها در جریان سازی و موج سازی است.»

به نظر می‌رسد راه اندازی شبکه های خبری و سرگرمی ماهواره‌ای از یک طرف و بستن روزنامه‌های محبوب مانند اعتماد ملی از طرف دیگر باعث کاسته شدن نفوذ صدا و سیمای حکومتی در متن جامعه شده است. به همین دلیل در روزهای گذشته با ربط دادن اخلاق به خبر و یا با وابسته دانستن شبکه‌های مختلف به اسراییل و آمریکا و انگلستان تلاش کرده‌اند که این تاثیرات را از بین ببرند. اما واقعیت این است که صدا و سیمای حکومتی به دلیل معکوس نشان دادن واقعیت‌ها، نفوذ خود را قشر متوسط و پایین جامعه از دست داده است.

همان گونه که مثلا در روز قدس تلاش شد که اعتراضات مردمی را به صدای آمریکا و محسن سازگارا و علیرضا نوری زاده ربط داده دهند، اکنون نیز می‌کوشند با طرح‌هایی از قبیل طرح بصیرت روش‌های دیگری برای مقابله با اعتراضات مردمی و جریان آزاد اطلاعات فراهم ببینند که البته باز هم ناموفق خواهند بود.

در پایان، برای کامل شدن سناریو حجت السلام والمسلمین مصطفی رستمی (نماینده ولی فقیه در دانشگاه بوعلی) نیز می‌گوید: «با توجه به جمله امام راحل که اساتید را فرماندهان جنگ نرم می‌دانستند، لازم است مجموعه اساتید نیز مجهز باشند و بتوانند این مجموعه آگاهی‌ها را به افسران این جنگ یعنی دانشجویان منتقل کنند.»
نخست اینکه، اصطلاح جنگ نرم ساخته و پرداخته سناریو نویسان کودتاست و در زمان امام راحل اصلا وجود نداشت و این انتساب کلا کذب است. اما نماینده ولی مطلقه فقیه در دانشگاه بوعلی به نکته خوبی اعتراف می‌کند و آن احساس خطر فراوان حکومت از بیداری مردم و مبارزات خاموش آنها و کوشش فراوان برای جلوگیری از آن است. حقیقت این است که شعارنویسی‌ها و اسکناس نویسی‌ها و پخش اعلامیه و آگاه‌سازی‌های گوناگون و ایجاد شبکه‌های مجازی و گروه‌هایی که در متن جامعه شکل گرفته‌اند نشان‌دهنده جبهه‌گیری و سازمان یابی جنبش سبز در برابر حکومت است. برای همین است که آقای رستمی می‌گوید: «این طرح بیانگر ارتقای ظرفیت و توان افسران و فرماندهان جنگ نرم است.»

به سخن دیگر، هدف طرح، ایجاد ارتشی از دانشجویان سهمیه‌ای و اساتید بی‌صلاحیت و ایدئولوژی‌زده برای مقابله با دانشجویان، جوانان، اساتید دانشگاه ها و در کل با مردم مخالف حکومت است. ولی آیا چنین تلاش‌های کوته‌اندیشانه‌ای نتیجه‌ای جز هدر دادن ثروت ملی و قرار دادن مردم در برابر هم و در پایان متحمل شکستن شدن خواهد داشت؟ آیا سرنوشت شوروی، کشورهای بلوک شرق سابق و دیکتاتورهایی شبیه پینوشه درس‌آموز این سناریو نویسان نیست؟ 

0 جعبه زیر فرم نظرات برای تبدیل فینگلیش به فارسی است:

ارسال یک نظر

به جای «فینگلیش» نوشتن لطفا متن لاتین خود را در اینجا تبدیل به متن فارسی کنید و سپس آن را در جعبه نظرات قرار دهید و بفرستید. با سپاس.
 
باز طراحی کامل و کلیه‌ی حقوق:خبرنگاران سبز [تبدیل قالب:] Deluxe Templates --- [طراحی اولیه:] Masterplan --- [بهینه و فارسی شده:] مجتبی ستوده