اگر این فرضیه درست باشد، آنوقت بیاعتنایی آشکار احمدینژاد را میتوان نشانه قدرت گرفتن بیشتر او تعبیر کرد. در آن صورت باید دید قدم بعدی او در گذر از خامنهای چه خواهد بود. البته، امکان دیگر نیز این است که رهبر ج.ا. بخواهد این افسارگسیختگی را به کنترل خود در آورد که در آن صورت احتمالا با یک تسویه حساب جدی مواجه خواهیم شد.
خبرنگاران سبز/ سرمقاله/ سیاست: بر اساس قانون اساسی ج.ا. جهتگیریهای کلی در سیاست خارجی به عهده رهبر است ولی احمدینژاد از ابتدای وارد شدن به ساختمان پاستور با نامه نگاریهای گوناگون به مقامات دنیا و با گفته معروف محو کردن اسراییل از نقشه دنیا و یا زیر سئوال بردن هولوکاست نشان داد که برای انجام نقشههایش منتظر تایید یا اجازه علی خامنهای نمیماند.
این استقلالطلبی بارها با کنایههای کیهان و دیگر رسانههای رسمی ج.ا. روبرو شد و اشتیاق احمدینژاد به برقرار رابطه با آمریکا را سرزنش کردند ولی هیچگاه در آشکار وی را متهم به بیتوجهی به رهبری نکردند. اخیرا و با برگزاری همایش ایرانیان خارج کشور استقلال طلبی احمدینژاد بروز و ظهور جدید و آشکارتری پیدا کرد طوری که این اختلاف خود را در عدم هماهنگی و عدم توافق بین وزارت امورخارجه و دفتر ریاست جمهوری خود را نشان داد.
بنا بر گزارشها، این همایش با مدیریت مستقیم مشایی، رییس دفتر و دست راست احمدینژاد، صورت گرفت و وزارت امورخارجه کلا از این موضوع کنار گذاشته شده بود که این خود سبب ناخوشنودی عمیق وزیر امور خارجه را فراهم کرد. از سوی دیگر، مهمانان دعوت شده به همایش نیز سر و صدای گروه دیگری از همسوهای احمدنژاد در کیهان و مجلس را در آورد. با تمام اینها گرچه این دعواها را میشد در ظاهر به ناهماهنگی و یا تفاوت سلیقه نسبت داد ولی بعد از آنکه احمدینژاد برای دور زدن وزارت امورخارجه چند نماینده تامالاختیار از طرف خود برای امور کشورهای همسایه معرفی کرد مشخص شد که شکاف میان احمدینژاد و متکی بسیار جدی است و وی حتی قصد پنهان آن را هم ندارد.
در همین رابطه یک وبگاه انگلیسی زبان در خبری اختصاصی از استعفای متکی خبر داد که مورد مخالفت علی خامنهای قرار گرفته بوده است. بر اساس این گزارش، دفتر رهبر ج.ا. متکی را متقاعد به ماندن در پست خود کرده بود و در عوض در دیداری که هیات دولت با وی داشت به صورت آشکارا از سیاست موازی کاری احمدینژاد انتقاد کرد. (+)
سخن آخر اینکه، به نظر میرسد تحولات اخیر تنها بروز بیرونیتر خودسریهای احمدینژاد و بیتوجهی او به علی خامنهای باشد. اگر این فرضیه درست باشد، آنوقت بیاعتنایی آشکار احمدینژاد را میتوان نشانه قدرت گرفتن بیشتر او تعبیر کرد. در آن صورت باید دید قدم بعدی او در گذر از خامنهای چه خواهد بود. البته، امکان دیگر نیز این است که رهبر ج.ا. بخواهد این افسارگسیختگی را به کنترل خود در آورد که در آن صورت احتمالا با یک تسویه حساب جدی مواجه خواهیم شد. واقعیت این است که در هر دو حالت، نتیجه این دعواها از یک طرف باندبازی بیشتر و از طرف دیگر فساد بیشتر دستگاه اداری را به همراه دارد که در هر دو حالت زیان آن متوجه مردم خواهد شد.


1 جعبه زیر فرم نظرات برای تبدیل فینگلیش به فارسی است:
با تشکر از مقاله شما در تحلیل گذر احمدی نژاد از خامنه ای و تشریح اختلاف نظر ریاست جمهوری و وزیر خارجه، این نکات با واقعیت های موجود هم خوانی دارد. یک مثال دیگر در این باره این است که این روز ها بدنبال تحریم ایران توشط کشورهای آسیای شرقی نظیر ژاپن و کره درگیری دیگری در بین نهاد رییس جمهوری و کادر وزارت خارجه بروز کرده است . این موضوع سبب شده تابه این لحظه وزارت خارجه از یک اقدام منطقی دیپلماتیک بخصوص علیه کره جنوبی منصرف شود. در مقابل نهاد قدرتمند ریاست جمهوری که مهره های خود را در سطوح عالی مدیریتی تا حد قائم مقامی در وزارت خارجه به ناحق منصوب کرده بخاطر پیشگیری از خسارت بر سرمایه گزاری بر پروژه های مشکوک مشترک نفتی و ساختمانی کودتاگران (سپاه+کابینه) و کره، در صدد هستند رابطه با کره را با همین خفت ادامه دهند تا کمپانی های کره ای همکاری خود را با این اختاپوس وطنی قطع نکنند. آنها از اینرو در مقابل خفتی که کره ای ها برای ایران ایجاد کردند مانع از محکوم کردن رسمی اقدام کره توسط وزارت خارجه شدند و علی رغم خشم وزیر خارجه در مقابل کره در پشت پرده در حال گفتگو و ملاقات با کرهای ها هستند تا دکان شان تعطیل نشود و آقای احمدی نژاد هم کاملا در این باره ساکت مانده، او که همیشه در باب هرچیزی با دنیا در حال نزاع و کشمکش است معلوم نیست که چه نفعی در این بین دارد که تا کنون هیچ اظهار نظری درباره این اقدام کره ننموده است.
ارسال یک نظر