در صورت دستگیری موسوی و کروبی، آنچه مشخص است اين است که صدای آقايان موسوی و کروبی ديگر شنيده نخواهد شد، صدايی که مردم برای آن احترام قائلاند و به آن توجه میکنند. در اين صورت است که مسير اصلاح تدريجی قانون اساسی کم کم حذف شده و اکثريت مخالف حکومت به سوی رفتارهای تند و انقلابی گرايش پيدا خواهند کرد.
خبرنگاران سبز/ سیاست/ امیر پارسیان: هر از گاهی افرادی از حاکميت طرح دستگيری و محاکمه به اصطلاح سران فتنه را مطرح و پس از مدتی بحث را در نيمه راه رها میکنند. شايد بتوان گفت که حاکميت میخواهد ميزان حمايت مردمی از آنان را بسنجد و هنگامی که برآشفتن جوانان و هواخواهان را میبینند، آن را به زمان دیگری موکول میکنند و نام آن را گذاشتهاند مصلحت.
واقعیت این است که در صورت دستگيری احتمالی اين افراد آينده جنبش سبز و به طور کلی مبارزات عليه استبداد در ايران ممکن است در يکی از اين دو مسير زیر بیافتد.
يک سناريو اين است که با دستگيری اين افراد کنترل خيابانها از دست حاکميت خارج شود و باز بهانهای ديگر به دست مخالفان آيد تا به خيابانها بريزند و چه بسا که اينبار شدت حضور مردم بیشتر هم باشد. چرا که در اين يک سال و چند ماه گذشته فشار اقتصادی بر اقشار متوسط و فقير جامعه بيشتر شده است و نارضايتی عمومی گستردهتر شده است. مبلغ بالای قبوض آب و برق و تا چند هفته آينده که سرما از راه میرسد مبلغهای بالای قبض گاز، کاهش سهميه بنزين و احتمال افزايش قيمت آن تنها چند مورد از دلايل اين نارضايتیهاست.
عدم افزايش حقوق کارمنان و کارگران به خصوص بازنشستهها و کاهش حقوق برخی از آنان به معنی ريزش هواخواهان احمدینژاد است که اغلب آنان را جمعيت سالخوردهتر کشور تشکيل میدهند. از سوی دیگر با توجه به این که ایران در بين جوان ترين کشورهای دنياست، این جمعیت جوان خود خواستار رفاه اقتصادی و آزادیهای سياسی و اجتماعی هستند و از هر فرصتی برای تغيير استفاده خواهند کرد.
سناريو ديگر که ممکن است مردم در پيش بگيرند سکوت کوتاه مدت است. همانطور که در متن جامعه ديده میشود اکثريت مردم خواهان تغيير رژيم هستند و شايد بتوان گفت که افرادی مانند موسوی و کروبی توانستهاند در جهتدار بودن و به هرج و مرج کشیده نشدن اعتراضات مردمی نقش مهمی داشته باشند. مثلا یکی از خواستههای آنان استفاده از ظرفيتهای دموکراسی موجود در اين قانون اساسی ناقص بوده تا نوبت به اصلاح آن برسد. شايد اين راه معقولتر و کم هزينهتر از شکل گیری یک انقلاب دیگر باشد. و البته شايد هم اینگونه نباشد.
آنچه مشخص است در نبود این رهبران، صدای آنها که مردم برایشان احترام قائلند و از آنها حرف شنوی دارند شنیده نخواهد شد. در اين صورت است که مسير اصلاح تدريجی قانون اساسی کم کم حذف شده و اکثريت مخالف رژيم به سمت انقلاب گرايش پيدا خواهند کرد. انقلابی شايد نظير آنچه در رومانی و يا در ايران ۵۷ رخ داد. آنگاه است که هدف اول مردم نه اصلاح تدريجی قانون اساسی بلکه انقلاب عليه قانون اساسی میشود.


2 جعبه زیر فرم نظرات برای تبدیل فینگلیش به فارسی است:
اقتصاد کشور فلج شده است. ریسک فروپاشی نظام اقتصادی و بانکی به بحرانی ترین نقطه رسیده. نفت ما را نمی خرند. مواد اولیه و فناوری استخراج و پالایش را محدود کرده اند. این یعنی سقوط نظام اقتصادی در حداقل زمان.
آیا وقت آن نرسیده که ملت به خود بیایند و برای دفاع از حقوق زندانیان سیاسی و جلوگیری از مرگ تدریجی آنها و صد البته خودشان و از کشته شدن نخبگان کشور و نابود شدنشان بدست این اوباش سالاران اعتصابات عمومی شروع شود؟
به هر حال بزودی حذف یارانها و نبود بنزین این مملکت را فلج خواهد کرد. چرا بخاطر نوع دوستی و دفاع از میهن اعتصاب نکنیم قبل از آنکه بخاطر نبود بنزین خانه نشین شویم و گرسنکی بکشیم؟
چرا اعتصابات عمومی شروع نمی شود؟ آیا هنوز کسی امید به پولدار شدن و یا بیم عقب ماندن از دیگران دارد؟
اگر آگاهانه اعتصاب نکنیم نا آگاهانه خانه نشین خواهیم شد به هر حال.
امیدوارم هر اتفاقی می افته توسط مردم و در داخل خاک خودمون باشه و خودمون این بی ناموس ها رو بیرون کنیم چون اگه پای کشور خارجی به ایران باز شه به هیچ وجه نمیشه خرابی که به بار میاد رو تا 15 الی 20 سال بعدش هم درست کرد همین چند وقته دیدیم مردم تو یونان با حکومت چی کار کردن
ارسال یک نظر