نه نبايد شک کرد. کافی است کمی صبر کنيم تا شکوه اين استقبال، حماسهای شبيه حماسه ساندیس ۹ دی، در تاريخ ج.ا. ثبت کند؛شاید به دلیل سال خدمت و پول مضاعف از آن هم با شکوهتر باشد. فقط باید کمی صبر داشت.
خبرنگاران سبز/ نقد و نظر/ عرفان خیراندیش:حدود يک سال و اندی پیش از انتخابات ۸۸، شريعتمداری در کيهانش نوشت بگذاريد خاتمی نامزد شود تا با شکست او هم محبوبيتش بمیرد و هم اصلاحطلبی و اصلاحطلبانش. کودتای سال گذشته نشان داد که شريعتمداری بلوف نزده بود. تمام برنامهها از قبل چیده شده بود با تمام جزییاتش.
کیهان وقتی گمانه بزند که فلان شبکه وجود دارد، بعد از مدتی آن شبکه ساخته، کشف، و دستگیر میشود. اگر کیهان در تیتر یک خود، رییس جمهور اعلام کند، فردا همان آدم از صندوقها بیرون کشیده میشود. و البته اگر آن رییس بنای کجخلقی بگذارد کیهان یادآوری میکند که پا از گلیمش درازتر نکند. (حمله کیهان به احمدینژاد و اعتراف ضمنی به تقلب در انتخابات)
از سوی دیگر، اگر این پیشبینیهای معجزهآسا کم است، کافی است به پیشبینیهای صدا و سیمایی نظام دقت کنیم تا بدانیم که هر آنچه که این نظام پیشبینی کند یقینا همان میشود. مثلا صدا و سیما وقتی میخواهد مردم را به راهپیمایی و یا نماز جمعه دعوت کند قبل از آنکه آن رویداد صورت بگیرد با سخاوتمندی و غیبگویی از صفتهای «با شکوه» و «دشمن شکن» و غیره استفاده میکند و وقتی میخواهد خبر دیداری با مقام معظم رهبری را اعلام کند قبل از آن که آن دیدار صورت بگیرد صدا و سیما میفهمد که آن دیدار باید صمیمی باشد و صمیمی هم خواهد بود!
یا مثلا اگر به عکس پیوست نگاه کنید دوستان و دوستداران آقای رسایی در قم (همین شهری که رهبر معظم قرار است برود) پیش از آنکه نشستی بین مسئولان و هنرمندان صورت بگیرد همچون یک پیامبر پیشبینی میکنند که آن نشست صمیمی خواهد بود و روی پرده هم مینویسند. پس عجیب نیست اگر باز هم بتوانند قبل از سفر آقا، فوج تمام نشدنی دیوانگان حضرتش را تصور و حتی سفرنامه هم برایش بنویسند! (سفرنامه قم على خامنهاى پيش از سفر او منتشر شد)
وانگهی، اگر همه اینها شما را راضی نمیکند نباید قبضهای پرداخت اضافه کار و حق ماموریت (یا گاهی هم ساندیس) را فراموش کرد. مگر نهم دیماه (همان حماسه معروف ساندیس) را فراموش کردهایم؟ همان زمان که کارکنان ایرانخودرو را تهدید به اخراج کرده بودند اگر در راهپیمایی شرکت نمیکردند. همان زمان که فرهنگیان باید در مدرسهای در خیابان آزادی دفتری را امضا میکردند تا حضورشان در راهپیمایی را ثبت کرده باشند. همان وقت که روسای مدارس گفته بودند که مدرسهها خرج نهار و ایاب و ذهاب آنها را خواهد داد تا بروند برای رهبری حماسه درست کنند.
مگر بعد از حماسه سانديس، صفهای چندين کيلومتری اتوبوسهای تظاهرکنندگان عاشق ولايت که از شهرها و روستاهای اطراف به تهران آورده بودند تا ۲۲ بهنی سراسر نظامی-مزدوری خلق کنند را فراموش کردهايم؟ اکنون هم داستان همان است و نبايد شک کرد که مشتاقان سراپا خريده ولايت و لباس شخصیها (همان سپاهيان پنهانی خودمان) و بيکاران و محتاجانی که مزد يک روز کار نيز برايشان غنيمت است خيابانهای قم را پر خواهند کرد و کشک شوق برای رهبرشان خواهند ريخت.
نه نبايد شک کرد. کافی است کمی صبر کنيم تا شکوه اين استقبال، حماسهای شبيه حماسه ساندیس ۹ دی، در تاريخ ج.ا. ثبت کند؛شاید به دلیل سال خدمت و پول مضاعف از آن هم با شکوهتر باشد. فقط باید کمی صبر داشت.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خبرنگاران سبز آمادگی دارد نوشته شما را در موافقت یا مخالفت با نوشته بالا منتشر کند.


1 جعبه زیر فرم نظرات برای تبدیل فینگلیش به فارسی است:
نوشته ی جالبی بود.
واژهها و اصطلاحات در ایران بی مورد استفاده میشد، در جمهوری اسلامی بدتر هم شده است. مثلا واژهی «حماسه» یا «شرایط حساس». حماسه چیزی است که طبعا باید یکی دو بار در طی یک سده یا چند سال رخ دهد ولی هر چیز دلخواهی برای جمهوری اسلامی حماسه است! بالاتر از ۳۰ انتخابات جعلی برگزار کردهاند و همه حماسه است! هر تظاهراتی حماسه است و غیره. هر سال در ایران چند حماسه رخ میدهد! یا هر موقع تن و بدن نظام از نسیم کوچکی هم بلرزد آن موقعیت «حساس» میشود! در این ۳۰ سال همیشه ما یا در حماسه بودهایم یا در بزنگاه تاریخی. مثالهای دیگری هم در این مورد میتوان زد.
ارسال یک نظر