بدتر ازهمه درد اسيری است. در زندان نيز مدام زندانيان را به گروگان گرفتن و تجاوز به همسر و فرزند تهديدی میکنند. در اين هجمه بیامان بسياری از زندانيان سياسی با اين روشها دستگير شدهاند و خانوادههای آنها در بیخبری از فرزندانشان هاجروار به اين سو و آن سو سرگردان بوده اند.
خبرنگاران سبز/ حقوق بشر/ رهبران سبز: دکتر زهرا رهنورد که یک روز پس از حمله به خانه شیخ مهدی کروبی به همراه مهندس میرحسین موسوی از اقای کروبی و خانوادهاش بازدید کردند در نامه سرگشادهای به رییس قوه قضاییه در مقام مدعی العموم از ایشان خواسته تا به پایمال کردن حقوق اولیه و شهروندی مردم فورا پایان دهد و نقطه پایانی بر شعبان بیمخیسم که روش حکومت داری یک ساله گذشته شده است بگذارد.
شرح کامل این نامه در زیر میآید.
جناب آيت الله لاريجانی رياست قوه قضائيه و قاضی القضات
باسلام
آنچه موجب شد به عنوان زنی در قامت مدعی العموم، اين نامه را با يک درخواست فوری برای شما بنويسم مسئوليتی است که حضرت علی (ع) برعهده مان گذاشته، آنجا که می فرمايند «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعيته »همه ی ما در برابر سرنوشت مردم مسئوليم.
همچنين مولايمان از آگاهان خواسته است که حق مظلوم را از ظالم بستانند و البته بار امانتی است که قرآن کريم بر دوشمان نهاده تا آنجا که در پيکر کوچکمان که در مقابل کوهها و آسمانها قدر و هندسهای ندارد، سنگين ترين مسئوليتها را به وديعه نهاده است.
بدين ترتيب است که هريک از ما مدعی العموم هستيم و دادستانی هستيم که بدون حکمی مکتوب و مضبوط از سوی مقامات و عالی رتبگان، بلکه و اما با انتخابی و انتصابی از سوی وجدان بيدارمان که محصول روحی الهی است، وظيفه داريم حق را بيان کنيم و داد مظلوم را بستانيم. حوادث يکسال اخير سرکوبها بويژه هتاکیها و شعبان بیمخيسم رايج روز قدس مرا بر آن داشت که حق ملت را به زبانی ديگر بازگو کنم.
شما در مقام قاضی القضات اگر بخواهيد میتوانيد يکبار برای هميشه زخمهای ملت را مرهم نهيد و از ريشه درمان کنيد.
هنگامی که به مسئوليت قاضی القضاتی میانديشم، برخود میلرزم، خدايا اين چه مسئوليت سنگينی است که برعهده انسانها گذاردهای و اگر او از عهده اين مسئوليت برآيد خوشا به حالش و اما اگر از مسئوليت پرهيز کند يا بترسد؟ … واسفا بر حال او
آقای لاريجانی رياست قوه قضائيه و قاضی القضات
در حاليکه به حکم طبيعت شبها پرندهها طبق ناموس الهی، در آشيانههايشان آرميدهاند و روزها آزادانه به هرکجا پرواز میکنند، به حکم سرکوب گران مردم، آزاديخواهان و خانوادههايشان و بيوت علما و مبارزان و اخيرا مساجد نيزامنيت و آرامشی ندارند.
دادخواهی من برای انسانها، خانوادهها و بيتهايی است که در اين يکسال بصورتهای مختلف در معرض تهاجم وحشيانه قرار گرفتهاند، من مدعی العموم اين ملتم زيرا میدانم و ديدهام که از لکههای ننگ اقتدارگرايی، حملات بی رحمانهی شبانه و روزانه به خانه های مردم به عنوان دستگيری آزادی خواهان، نه تنها آزادی بلکه حق حيات شهروندی خانواده هاست که پايمال میشود، به راستی چه مصيبتی به روزگار ملت وارد شده است.
به جرم اينکه فردی اعتراضی به حاکميت دارد يا فردی از خانواده با حاکميت مخالف است، خانه را زير و رو وکتابخانه و وسايل شخصی را برای بدست آوردن مدرکی، نشانی، علامتی و عکسی ويران و به گنجهها و لباسهای خصوصی زنان و جوانان دست يافته و به حريم خصوصی آنان تجاوز میکنند، پرده های اخلاق را می درند تا زنی را، مادری را، پدری را ،دختری را و پسری را دستگير کنند و در اين روند کودکان خردسال از ترس يا از فراق مادرانشان همچون بيد میلرزند يا ضجه میزنند و گاه اگر فرد مورد نظر در خانه نباشد کسان او را به گروگان میگيرند.
بدتر ازهمه درد اسيری است. در زندان نيز مدام زندانيان را به گروگان گرفتن و تجاوز به همسر و فرزند تهديدی میکنند. در اين هجمه بیامان بسياری از زندانيان سياسی با اين روشها دستگير شدهاند و خانوادههای آنها در بیخبری از فرزندانشان هاجروار به اين سو و آن سو سرگردان بوده اند.
کجای اين اقدامات اسلامی و انسانی است؟ يا نشانگر مدنيتی است که انسان پس از هزارها سال برای رسيدن به آن تلاش کرده است؟
اما حمله به خانههای شخصيتهای مخالف حاکميت اين زنجيره مخوف را تکميل می کند.
يورش کينه توزانه و وحشيانه به بيت آقايان منتظری، صانعی، دستغيب و امثالهم و اين بار نيز حمله به خانه آقای کروبی دردهای ملت را تکميل و صبر همه را به انتها رسانده است. شعبان بیمخيسم گويی روش ثابت نهادهای امنيتی و قضايی در اين يکساله اخير بوده که به اشکالی مختلف عمل میکند.
در چنين شرايطی چه انتظاری داريد که جامعه راست و سالم بماند، وقتی اراذل و اوباش سينه زنان و بر سرکوبان با ذکر حسين و زهرا و حيدر در خوابگاهها به دانشجويان حمله کرده، فرزندان ملت را می زنند و از طبقات بالا به حياط پرتاب میکنند يا به روی مردم بی دفاع و اهالی خانواده روحانيت تيراندازی میکنند، اما آزادگان و مومنان حقيقی در زندانهای مخوف و بی بهداشت و بی قانون از تمامی حقوق خود محروم و در دخمههای انفرادی به گناه راستی و پاکی و صداقت می پوسند؟
امروز مذهب به جنگ ملت و مذهب میرود و خدا میداند و تاريخ که انتهای اين جنگ به کجا خواهد کشيد؟
به تازگی در ديدار از خانه و خانواده آقای کروبی و همسر مکرمشان که هردو از اسوههای کشور و فرزندان ايثارگرشان نمونههای خدمت به دانش و ملتند، با ويرانهای روبرو شدم که بی درنگ مرا به ياد خيمههای در آتش سوخته کربلا انداخت. تاريخ دردآور و گوش آشنايی که تکرار شده و چشم را نيز به آن وقايع آشنا میکرد. صحنه، صحنه کارزار بود. شيشهها شکسته، درها منهدم شده و ديوارها وآسانسورها مجروح از گلولههای مختلف و رنگارنگ، پنجرهها خرد شده و خاطره محافظ فداکاری يکه و تنها که بر اثر ضربات زير مشت و لگد مهاجمان له شده و به حال کما رفته است و علاوه بر همه صدایهای مهيب، فحشها و اهانتهايی که به اهالی خانه نثار شده به گونهای تلخ و سياه خود را نشان میداد، خاطرهای که در و ديوار از گذشت لحظات تلخش میلرزد و هر ناظری از اين همه شعبان بیمخيسم که هرگز جرم محسوب نشده و کسی پيگيرش نبوده است در شگفت میماند.
چه خبر شده؟ آيا جنگ ايران وصدام است يا خانوادهای بی دفاع و مظلوم، اسير اراذل و اوباش شدهاند. اراذلی سيه پوش که به طور قطع از سوی بخشی از حاکميت، تجهيز و روانه کارزار ناعادلانه و يکسويه خود با مدافعان حق ملت شدهاند.
برای قاضی القضات اين يکی از همان نقاط حساسی است که خداوند فرموده « ان ربک لبالمرصاد » بطور قطع خداوند درکمينگاه است.
از شما انتظار می رود پيش از آنکه دست انتقام الهی وارد معرکه شود و خشک و تر را بسوزاند دستگاه قضا وارد عمل شده و به حکم وظيفه داد مردم بستاند.
شما خوب میدانيد مقام قاضی القضاتی نه تنها در اسلام بلکه در قاموس بينالمللی رساندن حق به حق دار است نه حفظ حاکميت … همان حقی که به فرموده حضرت علی (ع) هنگام توصيف آسانترين و هنگام عمل در زمره سختترين و پيچيدهترين اجرائيات است. تا کی بايد درمرگ قانون و قانون گرايی به سوگ بنشينيم؟ و شاهد مثله شدن حق باشيم.
اين بار خواست من به عنوان مدعی العموم ريشهای و بنيادی است. يکبار برای هميشه در رسانه ملی و ساير رسانه ها ظاهر شويد و شجاعانه همه اين رفتارها را از آمران و عاملان محکوم و سپس آنها را مجازات کنيد. شايد تا حدودی و البته نه کامل اين لکه ننگ شعبان بی مخی، قانون شکنی، تجاوز گری و سرکوب که در کشور ما به شکلهای مختلف تبديل به فرهنگ رفتاری دربرابر مخالفان شده و هردم به وسعت و شدت آن افزوده میشود پاک شود و در عين حال حيثيت دستگاه قضا به عنوان قوهای مستقل و حق مدار اعاده گردد و مهمتر از همه مردم آزاد باشند که با فکر و انديشه دلخواه خود زندگی کنند و حاکميت را نقد کنند بدون آنکه جواب چنين زيستنی که طبيعی و به حق است، مشت، باتوم، تجاوز و شکنجه و گلوله باشد.


0 جعبه زیر فرم نظرات برای تبدیل فینگلیش به فارسی است:
ارسال یک نظر