با توجه به این واقعیات و اینکه روسیه و چین با وتو نکردن قطعنامههای تحریم علیه ایران در سازمان ملل عملا خنجری تاریخی بر پشت دوست امیدوار خود زدند و از ایران تنها به عنوان کارتی برای معامله با غرب و آمریکا استفاده کردند، آیا اکنون نوبت ترکیه است که از موقعیت نبود همپیمان بینالمللی قابل اعتماد و از بین رفتن مشروعیت داخلی حکومت ایران در جهت منافع خود استفاده کند؟ آیا ایران همچنان در پشت ادعاهای بزرگ، کارت بازی دیگران باشد؟
خبرنگاران سبز/ سیاست خارجی/ سرمقاله:وقتی دولت نهم احمدینژاد سرکار آمد سياست تنشزدايی خاتمی را کنار گذاشت و نگاه به شرق را جانشين آن کرد برای همين هم اميد داشت که در بتواند عضويت پيمان شانگهای که روسيه و چين بزرگترين بازیگران آن بودند را بدست بياورد که اين اميد هيچگاه محقق نشد.
در يک سال اخير و بعد از کودتای انتخاباتی خرداد گذشته با از دست رفتن مشروعيت داخلی و خارجی نظام و همچنين خشم مردم ايران از روسيه و چين که حاميان اين کودتا ديده شدند و همزمان با بالا گرفتن همگرايی بينالمللی بر اعمال فشارها و تحريمهای بيشتر عليه ايران بتدريج روسيه نيز حساب خود را از دولت احمدینژاد جدا کرد و به همراهان غربی خود پيوست و در آخرين تحول روسيه نيز عليه مقامات هستهای ايران منع ورود به خاک روسيه را اعمال کرد و معامله فروش موشکهای اس-۳۰۰ را لغو کرد.
در کنار اين تحولات، ايران که به سبب حادثه شکستن محاصره دريايی غزه توسط گروه خيريه ترکيهای که منجر به جان باختن نه نفر از کنشگران صلحخواه سوار بر کشتی ترکيهای شد و پيمان سه جانبه ايران، ترکيه و برزيل برای مبادله سوخت هستهای و همچنين پيروزی حزب حاکم ترکيه در تغيير قانون اساسی به نفع خود، به ناگاه ترکيه در قامت دوست و متحد جديد ايران ظاهر شد طوری که خبرهايی مبنی بر کمک ۲۵ ميليون دلاری ايران به حزب عدالت و توسعه (حزب حاکم) برای مبارزات انتخابی آينده آن توسط نشريه ديلی تلگراف بريتانيا منتشر شد.
به اين ترتيب ايران که از غرب رانده و از شرق رانده شده بود مجبور شد به ترکيه که همهگاه رقيبی فرصتطلب و بیاخلاق در مناسبات تاريخ دو کشور ديده شده است روی بياورد.
برکسی پوشيده نيست که رونق اقتصادی ترکيه در دههای ۸۰ و ۹۰ ميلادی مديون واردات بیرويه ايران از ترکيه و سيل سخاوتمندانه توريستهايی بود که از ايران خفقان زده و تاريک به ترکيه سرازير میشد. از سوی ديگر بدون يادآوری رقابتهای تاريخی ميان دو کشور، واقعيت اين است که ترکيه (که عضو فعالی از پيمان نظامی ناتو است) حتی در زمان زمامدادری حزب اسلامی عدالت و توسعه همپيمان نظامی اسراييل باقی ماند و زمينههای حضور اسراييل در شمال عراق را فراهم کرد. اگر اين شواهد تاريخی کافی نيست میتوان به گفته رييس جمهور عبدالله گل که به گزارش وبگاه بلومبرگ جمعه در نشست شورای روابط خارجی در نيويورک بيان کرد توجه کرد: « روابط قديمی و محکمی ميان آنکارا و تلآويو وجود دارد و ترکيه نخستين کشوری است که در سال ۱۹۴۹ ميلادی اسرائيل را به رسميت شناخت... بايد تاکيد کنم که ترکيه و اسرائيل دوست يکديگر هستند.»
با توجه به اين واقعيات و اينکه روسيه و چين با وتو نکردن قطعنامههای تحريم عليه ايران در سازمان ملل عملا خنجری تاريخی بر پشت دوست اميدوار خود زدند و از ايران تنها به عنوان کارتی برای معامله با غرب و آمريکا استفاده کردند، آيا اکنون نوبت ترکيه است که از موقعيت نبود همپيمان بينالمللی قابل اعتماد و از بين رفتن مشروعيت داخلی حکومت ايران در جهت منافع خود استفاده کند؟ آيا ايران همچنان در پشت ادعاهای بزرگ، کارت بازی ديگران باشد؟


0 جعبه زیر فرم نظرات برای تبدیل فینگلیش به فارسی است:
ارسال یک نظر