«ممکن است یک گروه اطلاعاتی به احمدینژاد تلقین کرده باشد که ا سراییل قصد ترور او را دارد. این تیم اطلاعاتی میداند که احمدینژاد این ترور خیالی را وسیلهای برای بالا بردن اعتبار اجتماعی-بینآلمللی خود خواهد دید و آن را در سخنرانیها اعلام خواهد کرد؛ که البته این اتفاق در سخنرانی وی در جمع ایرانیان خارج کشور قبل از سفر همدان روی داد.»خبرنگاران سبز/ سیاست/ آرش نامدار:
بی گمان پس از کودتای 23 خرداد علی خامنهای در بد مخمصهای گیر افتاده است و به نظر میرسد احمدینژاد در حال نابودی کاخ رویاهایش است. برخلاف رفسنجانی، خامنهای احتیاط کمتری در سخنانش دارد؛ و این سخنرانی نماز جمعه یک هفته بعد
از انتخابات دهم بود که به خاطر گفتن اینکه احمدینژاد از نظر فکری به او نزدیکتر است برای او دردسر آفرین شد و او را برای همیشه به شخصیت احمدینژاد گره زد.
در سال گذشته، احمدینژاد خلاف قانون عمل کردن را رویه رایج خود کرده و مجلس را نیز به پشیزی نگرفته است. و البته خامنهای چارهای جز حمایت از رییسجمهور خود ساختهاش نداشته است چرا که وی هر گونه سراشیبی برای او را سراشیبی سقوط برای خود می بیند.
از سوی دیگر، دوام احمدینژاد روز به روز شرایط را برای خامنهای دشوارتر میکند چرا که علاوه بر نارضایتی روزافزون مردمی، روحانیت سنتی، ودیگر نهادهای حاکمیت، به ویژه مجلسیها، به خاطر این حمایتها از خامنهای ناامیدتر و دورتر میشوند.
به همین دلیل، بعید نیست که تیمی برای نجات رهبری تشکیل شده باشد. اگر خود را جای این گروه فرضی بگذاریم تنها راه نجات رهبری به گونهای که برای خود رهبر هم مشکلساز نشود و آبروی او حفظ شود، حذف فیزیکی احمدینژاد است. اما هرگونه اقدام در این مسیر نیز افکار عمومی و حتی مسئولین را مظنون خواهد کرد که خود نظام او را از بین برده است.
مرحله دوم خبر انفجار نارنجک در مراسم به اصطلاح خود جوش استقبال در همدان بود. در ابتدا اکثر خبرگزاریهای حکومتی این مسئله را بزرگ جلوه دادند ولی اینقدر طراحی و اجرای آن مسخره بود که به سرعت حرف خود را پس گرفتند و نارنجک به ترقه شادی تبدیل شد.
به هر صورت مرحله اول سناریو، آماده سازی افکار عمومی برای پذیرش این مسئله است که دشمن قصد ترور احمدینژاد را دارد. زمانی که این گروه به این نتیجه رسیدند که افکار عمومی آماده است فاز دوم یعنی ترور احمدینژاد انجام خواهد شد.
بعد از این، کار آسان به نظر میرسد: از احمدینژاد به عنوان شهید راه عدالت و امام زمان بت خواهند ساخت و همچنین چهرهای موجهتر (مثلا قالیباف) را به عنوان دولت موقت سر کار خواهند آورد تا یک مقدار جو مملکت آرامتر شده و اختلافات سران هم کاهش یابد. چنین سناریویی هدف گیری چند نشان با یک پیکان است ولی آیا واقعا اتاقهای فکر رهبری سناریویی شبیه این را بزودی اجرا خواهند کرد یا نقشههای دیگری را در سر دارند؟
از انتخابات دهم بود که به خاطر گفتن اینکه احمدینژاد از نظر فکری به او نزدیکتر است برای او دردسر آفرین شد و او را برای همیشه به شخصیت احمدینژاد گره زد.
در سال گذشته، احمدینژاد خلاف قانون عمل کردن را رویه رایج خود کرده و مجلس را نیز به پشیزی نگرفته است. و البته خامنهای چارهای جز حمایت از رییسجمهور خود ساختهاش نداشته است چرا که وی هر گونه سراشیبی برای او را سراشیبی سقوط برای خود می بیند.
از سوی دیگر، دوام احمدینژاد روز به روز شرایط را برای خامنهای دشوارتر میکند چرا که علاوه بر نارضایتی روزافزون مردمی، روحانیت سنتی، ودیگر نهادهای حاکمیت، به ویژه مجلسیها، به خاطر این حمایتها از خامنهای ناامیدتر و دورتر میشوند.
به همین دلیل، بعید نیست که تیمی برای نجات رهبری تشکیل شده باشد. اگر خود را جای این گروه فرضی بگذاریم تنها راه نجات رهبری به گونهای که برای خود رهبر هم مشکلساز نشود و آبروی او حفظ شود، حذف فیزیکی احمدینژاد است. اما هرگونه اقدام در این مسیر نیز افکار عمومی و حتی مسئولین را مظنون خواهد کرد که خود نظام او را از بین برده است.
پس چاره چیست؟ ممکن است یک گروه اطلاعاتی به احمدینژاد تلقین کرده باشد که ا سراییل قصد ترور او را دارد. این تیم اطلاعاتی میداند که احمدینژاد این ترور خیالی را وسیلهای برای بالا بردن اعتبار اجتماعی-بینآلمللی خود خواهد دید و آن را در سخنرانیها اعلام خواهد کرد؛ که البته این اتفاق در سخنرانی وی در جمع ایرانیان خارج کشور قبل از سفر همدان روی داد.
به هر صورت مرحله اول سناریو، آماده سازی افکار عمومی برای پذیرش این مسئله است که دشمن قصد ترور احمدینژاد را دارد. زمانی که این گروه به این نتیجه رسیدند که افکار عمومی آماده است فاز دوم یعنی ترور احمدینژاد انجام خواهد شد.
بعد از این، کار آسان به نظر میرسد: از احمدینژاد به عنوان شهید راه عدالت و امام زمان بت خواهند ساخت و همچنین چهرهای موجهتر (مثلا قالیباف) را به عنوان دولت موقت سر کار خواهند آورد تا یک مقدار جو مملکت آرامتر شده و اختلافات سران هم کاهش یابد. چنین سناریویی هدف گیری چند نشان با یک پیکان است ولی آیا واقعا اتاقهای فکر رهبری سناریویی شبیه این را بزودی اجرا خواهند کرد یا نقشههای دیگری را در سر دارند؟









0 جعبه زیر فرم نظرات برای تبدیل فینگلیش به فارسی است:
ارسال یک نظر