"خبرنگاران سبز" هفتهای پرسشی را برای هماندیشی با مخاطبان در میان میگذارد تا پاسخهایی جامعتر و تحلیلهایی همهجانبهتر بدست آید. شماری از پاسخهای دریافتی، بعنوان پاسخهای برتر، انتخاب و با نام (واقعی یا مستعار) نویسندگان آن در سایت منتشر خواهند شد. پاسخهای خود را میتوانید در متنهای کوتاه تا 300 کلمه یا به صورت مقاله کامل به صورت کامنت در زیر این مطلب بگذارید و یا به آدرس greenreply@greencorrespondents.com ایمیل کنید.
خبرنگاران سبز/ خرد جمعی سبز/ ا. سپهری:
در طی حوادث بعد از انتخابات، نیروی شبه نظامی بسیج یکی از مهمترین عوامل سرکوب و اعمال خشونت علیه جنبش مردم ایران بود. نیروی مقاومت بسیج در ۵ آذر ۱۳۵۸، به فرمان آیتالله خمینی و برای تشکیل ارتش ۲۰ میلیونی شکل گرفت و در سالهای دوران جنگ با عراق از مهمترین تشکلهای مردمی مقاومت و دفاع در برابر حمله دشمن متجاوز بود.
گرچه وجهه مثبت این نیرو در طول دوران جنگ هیچگاه از یاد نمیرود ولی شمایل دگرگون شده بسیج در حوادث اخیر بسیاری از هواخواهان یا اعضای قدیمی بسیج را به تبری جستن از بسیج امروز سوق داده است. حال سوال اینجاست که اگر فرصتی فراهم شود تا با یکی از نیروهای بسیج رو در رو به گفتگو بنشینید، گزینه محتمل در بحث با او را چه میدانید؟ راه مواخذه و سرزنش را پیش میگیرید یا راه دعوت و مهربانی را؟ او را مقصر میبینید یا آمران او را؟ آیا به بی اطلاعی یا کم اطلاعی او به عنوان یک مامور معذور بسیجی که تحت تاثیر القای فکری نیروهای بالادستی قرار گرفته اعتقاد دارید و بنابراین به جلب نظر و روشن کردن او معتقد هستید یا اینکه به موضع گرفتن در برابر او به عنوان بخشی از ماشین سرکوب حکومت و بنابراین طرد او اعتقاد دارید؟
آیا اینکه بسیجیان تحت فرمان آمرین به جنایت علیه مردم پرداختند از بار مسئولیت آنها میکاهد یا بسیجی و آمرین حکومتی را به یک اندازه در حوادث پیش آمده مقصر میشناسید؟ گمان میکنید بسیجیان چند دستهاند؟ اگر یک بسیجی حقیقتا اعتقاد داشته باشد که دارد به مملکتش خدمت میکند چگونه با او سخن میگویید؟ با توجه به این پیش زمینهها، صریحترین سوال یا گفتوگویی که در برخورد حضوری با یک بسیجی پیشنهاد میکنید یا مطرح میکنید چیست؟
خبرنگاران سبز آمادگی انتشار مقاله شما در این باره را نیز دارد.
خبرنگاران سبز آمادگی انتشار مقاله شما در این باره را نیز دارد.










1 جعبه زیر فرم نظرات برای تبدیل فینگلیش به فارسی است:
من انقدر باهاشون صحبت کردم دیگه جواب همه شون رو میدونم. اینها شست و شوی مغزی داده شدند تو چشماشون یه تعصب احمقانه وجود داره ولی ای کاش در کنار اون تعصب مقداری منطق بود. حتی حرفهای خودشون رو نقض میکنند ولی وقتی این نکته رو بهشون میگی نمیخوان حرفی که قبلا زدند رو قبول کنند میگن من این حرف رو نزدم! به نظرم نباید خودمون رو خسته کنیم باهاشون حرف بزنیم به قول آقای موسوی اونها تو منطقه سیاه هستند ما باید سعی کنیم از مناطق خاکستری به سمت منطقه سبز بکشونیم
ارسال یک نظر