از دل اين انقلاب، "جمهوری اسلامی" برآمد. جمهوری به تعبير امام به همان معنی که در همه جا هست (يا بايد باشد) و اسلامی يعنی ارزشها و احکام روزآمد اسلامی مبنای اهتمام و عمل باشد. انتخابات متعلق به کل جامعه است، نه در اختيار يک جناح و سليقه و شرط برگزاری درست آن اين است که همگان با اطمينان خاطر بتوانند در آن حضور يافته و برای اين کار بايد شرايط لازم فراهم گردد. و اگر شرايط و وضعيت به گونه ای بود که مردم يا بخش های مهمی از جامعه نتوانند در انتخابات شرکت کنند، مسؤول و جوابگو آنهايی هستند که نمی گذارند مردم از حقشان استفاده کنند.
خبرنگاران سبز/ سیاست:
سیدمحمد خاتمی امروز با جمعی از نخبگان استان گیلان دیدار و گفتگو کرد. به گزارش خبرآنلاین وی در این دیدار به ایراد سخنان مهمی در خصوص راههای برون رفت از بحران موجود در کشور و انتخابات آتی پرداخته است. این سخنان در رسانههای حکومتی بازتاب داشته است. به گزارش پایگاه بنیاد باران مشروح این سخنان با این شرح است:ميان دو عيد فرخنده قرار گرفته ايم، ميلاد مولی اميرالمؤمنين عليه السلام و بعثت حضرت ختمی مرتبت صلی الله عليه و آله و سلم که ان شاء الله بر همه حاضران و تمامی ملت ايران و مسلمانان و آزادگان جهان مبارک باشد.
پيوند استوار عقلی و عاطفی با اين دو رويداد می تواند راه ما را به سوی آينده بهتر هموار و ما را در تأسی به آن بزرگواران پايدارتر کند.
دوستان مطالبی را بيان کردند که در جای خود مهم و درخور توجه است و نظرها نيز محترم است. من عرض می کنم که بايد با دقت ببينيم در چه مرحله تاريخی و وضعيت جهانی و منطقه ای به سر می بريم و خواستهای اصلی و هدفهای اساسی را مشخص کنيم و امکانات را نيز در نظر بگيريم و براساس آنها نقش و جايگاه و وظيفه خود را دريابيم.
انسان ها بخصوص جوانان، ايده های بلند و زيبا دارند و به ويژه در اين مرحله حساس تاريخی که جامعه بسيار روشن تر و بيدارتر شده است. ولی هميشه زمينه تحقق همه ايده ها فراهم نيست. زيرا ممکن است که احياناً بعضی ايده ها توهمی باشد نه عقلانی و نيز اگر عقلانی است شرايط عملی شدن همه آنها به سرعت فراهم نباشد. انسان بايد بکوشد اولاً: به ايده های معقول برسد. ثانياً بدون اينکه از آنها دست بردارد همواره با توجه به امکانات و اقتضائات و اولويت ها در پی آنهايی باشد که قابل تحقق است و راه و روش کم هزينه تر و پربازده تر را بيابد و انتخاب کند. رهبران و مسؤولان مؤثر و موفق اجتماعی کسانی هستند که همه اينها را در نظر می گيرند. بنابراين ناکامی های مقطعی به هيچ وجه نبايد موجب یأس شود. مهم اين است که راه گم نشود.
ما در چه مرحله تاريخی و شرايط زمانی و مکانی هستيم؟
ما در ايران به سر می بريم، سرزمينی عزيز و دارای موقعيتی بسيار ممتاز به لحاظ تاريخی و نيز جغرافيای سياسی و جغرافيای راهبردی و سرمايه های سرشار.
ملت ايران، ملتی سرافراز و بزرگ و با سابقه درخشان است که در مرحله اخير تاريخ پيشتاز در استقرار جامعه مدنی بالندۀ سازگار با موازين دينی و فرهنگی در منطقه و جهان اسلام بوده است. در اين کشور توسط همين مردم انقلاب بزرگی رخ داده است و هزينه های فراوانی برای آن پرداخت شده است.
من به همگان بخصوص نسل های سوم و چهارم عرض می کنم مگر می شود به سادگی از اين واقعه سرنوشت ساز دست برداشت. انقلاب تجلی ايمان و خواست تاريخی يک ملت بزرگ است و حرکتی عليه استبداد و استعمار با مدنی ترين روش ها و اخلاقی ترين شيوه ها. مگر می شود آن را ناديده گرفت؟
از دل اين انقلاب، “جمهوری اسلامی” برآمد. جمهوری به تعبير امام به همان معنی که در همه جا هست (يا بايد باشد) و اسلامی يعنی ارزشها و احکام روزآمد اسلامی مبنای اهتمام و عمل باشد. خوب مگر مردم چه می خواستند؟ و مگر شما در عمق وجدانتان چه می خواهيد؟ آزادی، استقلال، پيشرفت، مسؤوليت پذيری قدرت در برابر مردم، احترام به حق و حرمت يکايک افراد جامعه و گردن نهادن به حق حاکميت مردم بر سرنوشت. مگر جمهوری به معنی واقعی اش جز اينها است؟! و اسلامی بودن، يعنی ارزش های فراموش شده در دنيای مدرن نيز در آن باشد. يعنی می خواستيم و می خواهيم که همه مزايايی که نظامهای جديد دارند در اينجا باشد و جنبه های منفی آن ها که عمدتاً ناشی از دور ماندن انسانها از اصل معنوی خود و مخلّد شدنش در زمين است نباشد. ما جمهوری اسلامی را اينچنين می بينيم و می خواهيم.
حال اگر به هر دليل شاهد سياست ها، روش ها و کارکردهايی هستيم که با اين موازين سازگار نيست و ضوابطی که لازمه جمهوری اسلامی است نقض می شود و جمهوری اسلامی بد معرفی می شود، نمی توان دست از جمهوری اسلامی برداشت و آرمانهايی که برای آن اينهمه فداکاری شده است را رها کرد. بايد جمهوری اسلامی را درست فهميد و بر آن پافشاری کرد.
جمهوری اسلامی، تأمين کننده خواست تاريخی اکثريت جامعه ما است. در اين جمهوری آزادی و حقوق اساسی برای همه شهروندان بايد وجود داشته باشد. جمهوری اسلامی به صورتی که عرضه شد و مردم هم به آن رأی دادند اين است؛ نظامی که در آن هر کس که سازگارانه در متن آن می زيد دارای حق و حرمت است و آن نيست که فقط مسلمانان و از ميان مسلمانان فقط شيعيان و از ميان شيعيان فقط صاحبان سليقه و گرايشی خاص از حقوق، امنيت و آزادی برخوردار باشند و بقيه حذف و هتک شوند. مگر امام نمی فرمود که الگو و مدل اسلامی حکومت همان است که اميرالمؤمنين عليه السلام آن را پياده کرد و مگر امام علی عليه السلام همانگونه که بر حق و حرمت نزديک ترين ياران خود تأکيد می کرد بر حق و حرمت يک بانوی يهودی نيز پافشاری نمی کرد؟
ما جمهوری اسلامی را اين طور می فهميم و می خواهيم و از آن دفاع می کنيم.
اگر کسانی که در ژرفای وجودشان نسبت به امام صادق نبودند و نيستند و به انقلاب هم اعتقاد نداشته و ندارد و مردم را هيچ کاره و رأی آنان را بی اعتبار می دانند امروز چيز ديگری بگويند و پندارهای باطل خود را ايده های انقلاب جا بزنند و نهضت را طوری معنی کنند و از نظام چهره ای نشان دهند که قابل دفاع و پسنديده نيست، نبايد جوانان از انقلاب و جمهوری اسلامی روی گردان شوند، بلکه بايد بکوشيم و به توافق برسيم که جمهوری اسلامی به جايگاه خود برگردد و از گزند افکار انحرافی و رفتارهای نادرست مصون بماند.
آنچه اصلاحات همواره بر آن تأکيد کرده است اين است که نظام بايد تقويت شود و تقويت نظام از جمله با اصلاح روش ها و سياست ها است و اينکه نگذاريم نارواييها و نارساييها به نام اسلام تمام شود.
آقايان کروبی و موسوی و بسياری از کسانی که در حصر و حبس هستند نيز همين را می خواستند و می خواهند و نيز خواست و حرف بسياری از بزرگان روحانی و سياسی که متأسفانه مورد کم لطفی و احياناً تحت فشار هم قرار می گيرند همين است.
تکيه بر اصول نظام و جمهوری اسلامی و تأکيد بر معيارها و ارزشهايی که در انقلاب بود و متأسفانه در خيلی از موارد نقض شده و می شود، برای ما بايد اصل باشد و تأکيد بر اين امور به هيچ وجه وجه انحراف از موازين و بی اعتنايی به خواست های اساسی ملت نيست. ما می گوييم نبايد سلايق خاص عين جمهوری اسلامی تلقی شود و نبايد انبوهی از نيروهای مؤمن و کارآمد خارج از نظام به حساب آيند و احياناً سرکوب شوند.
تلاش خيرخواهانه برای گذر از وضعيت پرتنش و ناگوار امنيتی به وضعيت سياسی امن و سالم که در آن قانون و بخصوص روح قانون اساسی حاکم باشد و رسيدن به تفاهم در اين امر، مطلوب است و چنان که می دانيد در اين مقطع حساس برای جلوگيری از افزايش خشونت و تنش سه خواست مطرح شده است:
آزادی زندانيان، ايجاد فضای باز و سالم و امن سياسی، همانگونه که قانون اساسی ايجاب می کند و تأمين کننده حقوق اساسی جامعه، مردم و گرايش ها است و حرکت به سوی انتخابات سالم و مطلوب که شاه بيت مردم سالاری است. و معتقديم بهره تحقق اين امور بيش و پيش از همه به نظام می رسد و حاکميت و مردم هم از آن بهره می برند.
در فضای نامطلوب کنونی که هتاکی و گرافه گويی و طرد و حذف آن را تيره کرده است و مبنای جامعه ای که انتظار داشته و دارد در درون نظام برآمده از انقلاب، امنيت و آزادی حرمت و برخورداری داشته باشد و جايگاه خود را در عرصه حيات کنونی جهان والا و محترم ببيند لرزان کرده است، بيانات رهبری در ۱۴ خرداد می توانست و می تواند روزنه اميدی به آينده بگشايد. بياناتی که مؤيد سياست درست جذب حداکثری و دفع حداقلی است. همين ها اگر به درستی مورد اهتمام عملی قرار گيرد و بسياری از مسائل و مشکلات حل خواهد شد، منتهی بايد ديد چه کسانی، چه نهادهايی و چه جرياناتی در درجه اول بايد آنها را رعايت کنند. بدون ترديد در درجه اول دستگاههای قضايی، امنيتی و سياسی و متصديان رد و تأييد صلاحيت ها که به حق يا ناحق قدرت دارند و نقش آنها در جهت ايجاد فضای مناسب پراهميت تر است بايد خود را مخاطب اين سياستها و بيانات بدانند.
در مورد انتخابات هم بايد گفت که:
اولاً در نظام مردم سالار، انتخابات کليدی ترين و اساسی ترين عاملی است که حق حاکميت مردم بر سرنوشت را تأمين می کند و اگر به درستی رعايت شود مانع هر گونه خودکامگی و منشاء افزايش رضايت عمومی است.
ثانياً انتخابات متعلق به کل جامعه است، نه در اختيار يک جناح و سليقه و شرط برگزاری درست آن اين است که همگان با اطمينان خاطر بتوانند در آن حضور يافته و برای اين کار بايد شرايط لازم فراهم گردد. و اگر شرايط و وضعيت به گونه ای بود که مردم يا بخش های مهمی از جامعه نتوانند در انتخابات شرکت کنند، مسؤول و جوابگو آنهايی هستند که نمی گذارند مردم از حقشان استفاده کنند.
1 جعبه زیر فرم نظرات برای تبدیل فینگلیش به فارسی است:
من آقای خاتمی رابعنوان یک فیلسوف که بدنبال احیای حتی یکنفر(حال چه ازجانب ملت وچه از سوی حکام جائر)وجلوگیری از جنگ داخلی وتهاجم خارجیست تحسین میکنم. نبایداحساساتی شد وبه منافع فردی وحزبی زودگذر بسنده کرد باید منافع ملی ودوردست را مورد توجه قرار داد.
روزبی از حکیمی علت گلاویز شدن فلان عالم با جاهلی را پرسیدند.او پاسخ داد:اگر فلانی عالم میبودکارش با جاهل بدانجا نمیکشید....
ارسال یک نظر