۱۳۸۹ مهر ۲۴, شنبه

نوری‌زاد به همسران شهیدان باکری و همت: گناه شما افشای ذات زالوی آن‌هاست

خواهران من، نفرين به من که رايحه رنج شما را به دنيا خواهی و جدايی از راه درخشان همسرانتان تفسيرکنم. شما نيک می‌دانيد، اما من نيز می‌گويم که: رنج و نفرت ناکسان از شما، در اين است که چرا شما چراغی از چراغانی بساط عيش آنان نيستيد و در مقابل بنا بر افشای ذات زالوی آنان داريد.
خبرنگاران سبز/ نامه‌ها:
محمد نوری‌زاد آزاده در بند این بار به همسران شهیدان باکری و همت که مورد یورش‌های فیزیکی و ترور شخصیتی هواداران و بانیان کودتا قرار گرفته‌اند نامه‌ای نوشته است که متن کامل آن به نقل از وبگاه رسمی محمد نوری‌زاد در زیر می‌آید.

سلام ای غريب افتادگان ورطه بلا، و ای جام‌نوشان برکه اندوه.  شنيده‌ام جماعتی از اهالی حيات وحش، کمر به ضرب و شتم و اهانت شما دو تن بسته‌اند؛ و به فرموده، حساب شمايان را از حساب همسرانتان جدا کرده‌اند. ای کاش آنانی که همه چيز دارند الا عقل، می‌دانستند که در حساب محکم انقلاب، از همان روزی شکاف افتاد که: حق، جای مبارکش را با «من» آنان عوض کرد.

از همان روزی که: مردن از اندوه ربوده شدن خلخال آن زن يهودی، به شوخی گرفته شد. ازهمان روزی که تماشای قاب خالی وعده‌های انقلاب، عادت جاری انقلابيون ما شد. و بختک عادات سخيف بزرگان ما، به فرشتگی تفسير گرديد. از همان روزی که جمعی از روحانيت ما، به استخدام درآمد و عهد حيثيتی‌اش را به ثمن بخس فروخت، و جماعتی از جاماندگان صف آزادگان، خانه بر شن ساختند و وسعت سلطه سابق خود را از دل‌ها و مقام مناجات، به سهام مخابرات نقل مکان دادند.

گناه شما ای بانوان حرم حيا، در اين است که آزادگی را همچنان با تماشای قامت فهم همسران خود تعريف می‌کنيد. و حال آنکه خود خوب می‌دانيد: مدتهاست تعريف تازه‌ای به ساحت صاحب نامان ما راه يافته است. اين که: بر جنازه‌های قبرستان گنديدگی، می‌شود نقاب حيات بست. می‌شود ديگ مسين دروغ بر سر نهاد و صدای بنگ بنگ آن را به اسم فکر و انديشه به خورد خلق‌الله داد. ای من فدای تنهايی شما، مباد نفرينمان کنيد و غيرت خاموش ما را نشان شوهران خود بدهيد و بگوييد: اينان همان ميراث خواران سفره خونين انقلابند؟!!

ای کاش ذره ای از بلندای آوازگی شما با ما نيز بود، و ما، ازحنجره خسته شما فرياد می‌زديم: ای خدا ببين به اسم دين، چه ، به روز دين تو آورده‌اند، و به اسم تو، چگونه پوست از تن خصلت‌های ناب تو دريده‌اند.

کاش ای بانوان وادی حيا، ما غباری بوديم بر چهره چادر شما، و با شما از فراز نفرت‌هايی می‌گذشتيم که دامنگير انقلاب شده است. و از همان فراز آرزوهای برنيامده انقلاب، به همه رنجديده‌ها و رميده‌ها می گفتيم: آهای قهر کرده‌ها، به خدا قسم، خدا نه اين است که اين جماعت نشان ما وشما می‌دهند. خدا، کی و کجا بر دروغ و تزوير و غارت و پليدی، آغوش می‌گشايد؟؟

خدا، کجا ذليل زاويه‌های تنگ فهم ما می‌شود؟ برکت، بارانی از بارش رحمت خداست. انصاف و عدل، خورشيدی از گرمای وجود اوست. و فردا، نشانه ای از آبشار پروردگاری خداوندست.

خواهران من، نفرين به من که رايحه رنج شما را به دنيا خواهی و جدايی از راه درخشان همسرانتان تفسيرکنم. شما نيک می‌دانيد، اما من نيز می‌گويم که: رنج و نفرت ناکسان از شما، در اين است که چرا شما چراغی از چراغانی بساط عيش آنان نيستيد و در مقابل بنا بر افشای ذات زالوی آنان داريد.

سرتان سلامت، چادر پاکدامنی شما، پرچم فهم ما.

2 جعبه زیر فرم نظرات برای تبدیل فینگلیش به فارسی است:

ناشناس گفت...

نوری زاد کارش درست هست باید نوشت باید گفت باید حرف زد و گرنه طرف فردا اعلام خدایی میکند

ناشناس گفت...

اخیرا سندی از قوه قضاییه به بیرون درز کرده است که در ان جمعی از فقها و مراجع تقلید مخالفان حکومت اسلامی را با ساکنان سرزمینهای فتح شده
در صدر اسلام /سرزمین مفتوحه/یکسان تلقی نموده اند. یعنی جان ومال و ناموس این افراد از نظر شرعی بر کارگزاران حکومت حلال میباشد. این سند
ممهور به مهر افراد یاد شده زیر در پاسخ به استفتا ایت الله شاهرودی میباشد.
ایت الله سید علی خامنه ای
= مصباح یزدی
= نوری همدانی
= مکارم شیرازی
= صافی گلپایگانی
= خوشبخت

ارسال یک نظر

به جای «فینگلیش» نوشتن لطفا متن لاتین خود را در اینجا تبدیل به متن فارسی کنید و سپس آن را در جعبه نظرات قرار دهید و بفرستید. با سپاس.
 
باز طراحی کامل و کلیه‌ی حقوق:خبرنگاران سبز [تبدیل قالب:] Deluxe Templates --- [طراحی اولیه:] Masterplan --- [بهینه و فارسی شده:] مجتبی ستوده